به نام خداوند مهر آفرین
سال 14094 اهورایی، 7037 میترایی، 3753 زرتشتی، 2573 کوروشی (شاهنشاهی) و 1394 خورشیدی


به نام خدا


  مهيندخت دهنادی :

مهين‌دخت دهنادي

 اگر در ترافیک سنگین بزرگراه مدرس به سمت شمال رفته باشید درست پس از پل بزرگراه شهید همت جایی است که ناگهان بزرگراه پهن‌تر می‌شود، دوسوی بزرگراه هم تا چشم کار می‌کند انبوه گل و درخت است و هوای خنک و جان‌پرور. در شگفت می‌مانی که در تقاطع دو بزرگراه پرترافیک تهران در دود چگونه ممکن است چنین هوای دلپذیری را تجربه کنی. درختان شگفتی می‌آفرینند!
  اما کم نیستند خیابان‌ها و کوچه‌ها و حیاط‌های بی‌درخت که رفته‌رفته همه جا را می‌گیرند.
کم‌کم خانه‌های کهن یک اشکوبه(:طبقه) و حیاط‌‌ دار ویران می‌شوند و ساختمان‌های چنداشکوبه ساخته می‌شود که پس از  پایان همه‌ی کارهای تزیینی ساختمان اگر بودجه‌ای مانده باشد به فصای سبز می‌رسد که بدبختانه این فضاهای سبز کمی چمن‌کاری است با چند چراغ زینتی!
دوستی می‌گفت حیاط را باید با «ت» نوشت چراکه همان زندگی است. شاید اگر حیاط همان معنای «حیات» را می‌داد بیشتر به آن رسیدگی می‌کردیم.
  گره این‌گونه موارد هم به دست شهرداری باز می‌شود و هم به دست مردم. برای نمونه قانونی گذاشته شود تا برای گرفتن پایان کار، به تعداد واحدهای ساختمان، در حیاط آن ساختمان درخت باشد.
  اما همیشه قانون واپسین راهکار نیست چراکه اگر درخت کاشته شود و ارزش آن را کسی نداند چه سود! بارها دیده‌ام بچه‌هایی را که در گذر از پیاده‌رو دست در بوته‌های شمشاد می‌پرند و برگ‌های آن را کنده بر زمین می‌ریزند و یا برای سرگرمی، میوه‌های سرو و بلوط را می‌کنند و بر سر و روی هم می‌زنند، یا از شاخه‌های درختان آویزان می‌شوند و چند ثانیه‌ای تاب می‌خورند. این گره را تنها با آموزش به کودکان می‌توان گشود. اگر کاشتن دانه‌ی یک گیاه را در گلدانی کوچک به فرزندمان بیاموزیم و نگهداری از آن را به او بسپاریم ارزش دانه دانه‌ی برگ های یک گیاه را می‌فهمد.
قانون و آموزش را فرهنگ جان می‌بخشد. در خاطرات استاد باستانی پاریزی، آمده است که در همسایگی ایشان خانواده‌ای زرتشتی زندگی می‌کردند، یک روز درخت تنومند کهنسالی را باد و طوفان می‌شکند و آن زن همسایه به پای درخت رفته و در کنار آن اوستا می‌خواند. نمونه‌های ارزشمند بودن درخت در فرهنگ ما بسیار است.
  علم هم گواه ارزشمندی طبیعت است. در علوم ارتباطات انسانی نیز برای انسان کامل، چهار گونه ارتباط برشمرده‌اند، ارتباط با خدا، ارتباط با دیگران، ارتباط با خود و ارتباط با طبیعت. هرکدام از ما هرکدام از این ارتباط‌ها را فراموش کنیم بی‌گمان در بخشی از زندگی دچار کمبود می‌شویم.
  کاشتن یک درخت سرو کمتر از نیم متر جا می‌خواهد، همیشه سبز است و آب چندانی هم نمی‌خواهد.
  ترسم از آن روز است که در نقاشی‌های کودکان در کنار خانه و کوه و خورشید، «درخت» نباشد.

 





ارسال توسط سورنا


به نام خدا




با راه ‏اندازی نخستين خط کشتيرانی مسافری
آبادان بندر تخصصی جابه‌جايی مسافر میان ايران، کويت و عراق مي‏شود



  با راه ‏اندازی نخستين خط کشتيرانی مسافری میان بندر آبادان و بندر بصره عراق، آبادان به بندر تخصصی جابه ‏جايی مسافر میان ايران، کويت و عراق و مرکز گردشگری رودخانه‏ ای در زمينه کاروان راهيان نور تبديل مي‏شود.

  به گزارش ميراث آريا(chtn)، به نقل از مانا، مديرکل بنادر و دريانوردی آبادان با اشاره به فعاليت يک فروند کشتی مسافری 400 نفره بخش خصوصی در اين خط کشتيرانی گفت: پيش ‏بينی مي‏کنيم روزانه 1500 نفر در کمتر از يک ساعت در اين مسير جابه جا شوند.

  «سياوش خدابخشی» با بيان اين که اين خط در حال حاضر به صورت موقت راه‏ اندازی شده است، افزود: اين خط با هدف جابه‌جايی زوار عتبات عاليات، زوار عراقی مشتاق زيارت اماکن مقدسه ايران و بازرگانان دو کشور راه‏ اندازی شده است که فعاليت منظم و روزانه خود را پس از پايان سفر حج و با هماهنگی سازمان حج و زيارت ادامه خواهد داد.






ارسال توسط سورنا


به نام خدا


اسکی روی شن برای اولین بار در ایران



  برای نخستین‌ بار در کشور اسکی روی شن در شهرستان ریگان برگزار شد.

 

 "محمدجواد قربانی" رییس اداره ورزش و جوانان شهرستان ریگان در گفت و گو با ایسنا، اظهارکرد: این تپه‌های شنی بهترین تپه‌ها در ایران است که می‌توان در آنها مسابقات اسکی روی شن را اجرا کرد.

 وی گفت: بر این اساس برای نخستین‌ بار در کشور اسکی روی شن با حضور قهرمانان کشوری در بلندترین تپه‌های شنی دنیا در شهرستان ریگان اجرا شد.

 قربانی با بیان اینکه این ورزش که به صورت آزمایشی در این تپه‌های شنی اجرا شد، مورد استقبال ورزشکارانی از کشور قرار گرفت، افزود: به زودی مسابقات اسکی روی شن کشور در بلندترین تپه‌های شنی دنیا برگزار می‌شود.

 وی با بیان اینکه در سفر رئیس فدراسیون اسکی به ریگان این تپه‌های شنی برای امر اسکی روی شن و برگزاری مسابقات کشوری تایید شدند، گفت : به زودی 12 اسکی‌باز روی شن کشور در این مسابقات شرکت می‌کنند.





ارسال توسط سورنا


به نام خدا



من و تو، مردمی هستیم که آینده تو مشت ماست

که از 70 نسل قبل هزار اسطوره پشت ماست

( درود بر ایران و مردم خوبش )

 
 
 



 

آبان به نام آب و فرشته آب است. اين فرشته به نام «برزيزد» نيز خوانده مى شود. در اوستا «اپم نپات» و در پهلوى «آبان» گفته مى شود. آب جمع باران است. در اوستا و پهلوى «آپ» و در سانسکريت «آپه» و در فرس هخامنشى «آپى» است. اين عنصر مانند عناصر اصلى (آتش، خاک، هوا) در آيين مقدس است و آلودن آن گناه است و براى هر يک از آنها فرشته مخصوصى تعيين شده است. 

 

  جشن و يسنه 

واژه جشن از کلمه «يسنه» اوستايى آمده و اين کلمه نيز از ريشه اوستايى مشتق شده که به معناى ستايش کردن است. بنابراين معنى واژه جشن، ستايش و پرستش است.در جشن هاى ايران باستان هميشه شادى و تفريح، با ستايش اهورا مزدا و آفرين و نيايش همراه بود. به اين معنى که پيش از آغاز برنامه اصلى جشن، با حضور شرکت کنندگان سرودهايى از اوستا و دعاى آفرينامه خوانده مى شده، سپس برنامه اصلى جشن آغاز مى گرديده. جشن هاى ايران باستان به سه دسته تقسيم مى شوند: جشن هاى ساليانه يا گهنبارها، جشن هاى ماهيانه و جشن هاى متفرقه. 
جشن ها يادگارهاى درخشان پدران بيدار دل ما هستند که متاسفانه در طول تاريخ بسيارى از آنها به علت جبر زمان و تعصبات بسيار، از بين رفته و هم اکنون از آنها نمونه هايى بسيار اندک در جامعه ايرانى به چشم مى خورند. ولى اين نمونه اندک، نشانه هايى بس بزرگ هستند از انديشه بلند و طبع ظريف ايرانى، طبعى که خداوند به اين قوم ارزانى داشته است. 
هدف از برگزارى جشن ها در ايران باستان ستايش پروردگار، گردهمايى مردم، سرور و شادمانى، داد و دهش و بخشش به بينوايان و زيردستان بوده است. 

 

  آب مقدس 

روز دهم آبان در تقويم زرتشتى به نام «آبان» است و اکنون در گاهشمارى جديد اين روز، ۶ روز به عقب آمده و ۴ آبان شده است. دليل اين تفاوت اين است که در گاهشمارى قديم، همه ماه هاى سال ۳۰ روز بودند و حالا که شش ماه نخست سال ۳۱ روزه است، اين روزها تغيير مى کنند. 

هرودوت مى گويد: «ايرانيان در آب ادرار نمى کنند، آب دهان نمى اندازند و در آب روان دست نمى شويند.» 
استرابون مى گويد: «ايرانيان در آب جارى خود را شست وشو نمى دهند، زمانى که ايرانيان به درياچه يا رود يا چشمه اى مى رسند، گودال هاى بزرگ کنده و قربانى در کنار آن مى کشند و سخت پرواى آن دارند که هرگز خون به آب نياميزد، چون اين کار سبب آلودگى آب خواهد شد.» و در جايى ديگر مى گويد: «در آن (آب) لاشه و مردار نمى اندازند و عموماً آنچه ناپاکى است در آن نمى ريزند.» کريستين سن نيز مى گويد: «ايرانيان احترام آب را بيش از هر چيز واجب مى شمرند.» 

در جشن آبانگان، پارسيان به ويژه زنان در کنار رود، دريا و يا چشمه، فرشته آب را نيايش مى کنند. آبى را که اوصاف سه گانه اش (رنگ، بو و مزه) تغيير مى يافت، براى آشاميدن و شست وشو به کار نمى بردند. 

بيرونى در آثار الباقيه در مورد جشن آبانگان چنين مى نويسد: «آبان روز، روز دهم آبان است و آن عيدى است که به واسطه توافق دو اسم، آبانگان مى گويند. در اين روز «زو» پسر تهماسب از سلسله پيشداديان به پادشاهى رسيد و مردم را به کندن رودها و تعمير آنها امر کرد و در اين روز به کشورهاى هفتگانه خبر رسيد که فريدون، بيوراسب (ضحاک) را اسير کرد و خود به پادشاهى رسيده و به مردم دستور داده است که خانه و زندگى خود را مالک شوند.» 

همچنين درباره پيدايش جشن آبانگان روايت است که در پى جنگ هاى طولانى میان ايران و توران، افراسياب تورانى دستور داد تا کاريزها و رودها را ويران کنند. پس از پايان جنگ پسر تهماسب که «زوÂ نام داشت دستور داد تا کاريزها و رودها را لايروبى کنند و پس از لايروبى، آب در کاريزها روان گرديد. ايرانيان آمدن آب را جشن گرفتند. در روايت ديگرى آمده است که پس از هشت سال خشکسالى، در ماه آبان باران آغاز به باريدن کرد و از آن زمان جشن آبانگان پديد آمد. 

زرتشتيان در اين روز همانند ساير جشن ها به آدريان ها مى روند و پس از آن به کنار جوى ها و نهرها مى روند و با خواندن اوستاى آبزور (بخشى از اوستا) که توسط موبد خوانده مى شود، اهورا مزدا را ستايش کرده و درخواست فراوانى آب و نگهدارى آن را مى نمايند و پس از آن به شادى مى پردازند. 

در اوستا «آبان» فرشته اى است که به عنوان فرزند آب ها معرفى شده است. اين اوست که آب ها را پخش مى کند (يشت ،۸ بند ۳۴) او نيرومند و بلند قامت است و داراى اسب تندرو. او مانند هرمزد مهر، لقب اهوره (= سرور) دارد و مانند امشاسپندان درخشان است. در وداها نام او به صورت «اپام نپات» ظاهر مى شود که خداى آب ها است. 

در فقره يک و دو، گرده ،۸ هفتمين يشت بزرگ مى گويد: «به سرچشمه آب درود مى فرستيم، به گذرهاى آب درود مى فرستيم، به کوه هايى که از بالاى آنها آب جارى است درود مى فرستيم، به درياچه ها و استخرها درود مى فرستيم.» 

در يسنا ۶۵ فقره ،۱۰ اهورا مزدا به پيامبرش مى گويد: «نخست به آب روى آور و حاجت خويش را از آن بخواه.» احترام به آب امروز نيز در کشور کم آب ما مشهود است. در ميان مردم مايع روشنى است و اگر ناخواسته آبى به روى کسى پاشيده شود، مى گويند آب روشنايى است يا اين که پشت سر مسافر آب مى پاشند تا سفرش بى خطر انجام گيرد و زود بازگردد و اين اعتقاد که آب ناخواسته و يا نطلبيده، مراد است همه نشان از احترام و ارزشى است که مردم ايران نسبت به اين مايع حيات بخش قائل هستند. در اينجا، چون صحبت از آب و عظمت آن آمد، بهتر است اناهيتا ايزدبانوى آب ها نيز معرفى شود. 

 

  آناهيتا 

ناهيد، اناهيد (اردويسور اناهيتا) ايزدبانوى با شخصيتى بسيار برجسته است که قدمت ستايش او به قبل از زرتشت مى رسد. «اردوى» به معناى رطوبت که در دو بخش «آن» که حرف نفى است و «هيت» به معناى آلوده و ناپاک، به مفهوم آب هاى پاک و نيرومند معرفى مى شود. اين ايزدبانو در کتيبه اردشير دوم هخامنشى و در بسيارى از سنت ها، به صورت خلاصه شده «آناهيتا» در مى آيد و در اواخر دوره هخامنشى در کتيبه هاى پادشاهان اردشير دوم و سوم در کنار هرمزد و مهر، ذکر مى شود. بنابراين پدر و مادر آب ها مى شود و از اپم پنات پيشى مى گيرد. 

اناهيتا در آبان شيت اوستا، زنى است جوان، خوش اندام، بلند بالا، زيبا چهره با بازوانى سپيد و اندامى برازنده، کمربند تنگ به ميان بسته، به جواهر آراسته با طوقى زرين برگردن و گوشواره چهارگوش در گوش، کفش هايى درخشان به پا، با بالا پوشى زرين و پرچين. اين ايزدبانو با صفات نيرومندى، زيبايى و خردمندى به صورت الهه عشق و بارورى در مى آيد، زيرا چشمه حيات از وجود او مى جوشد و بدين گونه «مادر خدا» نيز مى شود و همتاى ايرانى آفروديت (الهه عشق و زيبايى در يونان) و ايشتر (الهه بابلى) به شمار مى آيد. اناهيتا گردونه اى دارد با ۴ اسب سفيد. اسب هاى گردونه او ايزد ابر، باران، برف و تگرگ هستند. او در بلندترين طبقه آسمان جاى گزيده است. او نطفه مردان را پاک مى کند و زهدان زنان را براى زايش آماده مى کند. او خداى محبوبى بود که بسيارى را به خود جلب کرد و امروز هم در هندوستان پيروانى دارد. 

 

قسمت هايى از اردويسور نيايش يا آبزور 

درود و ستايش و توانايى و زور و آفرين باد به اهورا مزداى فروغمند با شکوه و به امشاسپندان، به آب هاى خوب مزدا داده، به آب اردويسور اناهيتاى پاک، به همه آب هاى مزدا داده، به همه گياهان مزدا داده، به همه ستودگان مادى و مينوى و به فروهرهاى پاکان و راستان که پيروز و پرتوان هستند. 

مى ستايم آب اردويسور اناهيتا را که در همه جا گسترده است و تندرستى بخش است و بدانديشان را دشمن است و اهورايى کيش است و در خور ستايش و نيايش در جهان مادى. آن پاکى که جان افزاست، پاکى که فزاينده گله و رمه است، پاکى که گيتى افزاست، پاکى که خواسته افزاست. 
اردويسور اناهيتا که داراى هزارها درياچه و هزارها نهر است که هر يک از اين درياچه و نهرها به اندازه چهل روز راه هست براى کسى که با اسب راهوارى براند. 

آب ما، از آن بدانديش نيست، از آن بدگو نيست، از آن بدکردار نيست، از آن بدبين نيست، از آن کسى که دوست را بيازارد نيست، از آن کسى که همراهان را بيازارد نيست، از آن کسى که کارکن را بيازارد نيست، از آن کسى که خويشان را بيازارد نيست. 

اى آب ستوده، به من بزرگ ترين دارش ها (نعمت ها)، تن درست و اندام درست ارزانى دار. اى آب ستوده، به من خواسته فراوان ببخش، گله و رمه گوناگون و فرزندان دلير همان گونه که پيش از من به کسانى که از تو خواستند، بخشيدى. 

با آرزوى اين که تمامى ما ايرانيان، گذشته خود را بشناسيم و تا جايى که توان داريم جشن هاى کهن خود را زنده کنيم و به احترام آب هاى تمام دنيا که پاک است و پاک کننده، به آن ارج نهيم و در حفاظت و پاک نگه داشتن آن بکوشيم. 

منبع: امرداد





ارسال توسط سورنا


به نام خدا


سایه‌ی حفاری‌های نفت و دكل‌ها بر چهارتاقی «خیرآباد»





خبرنگار امرداد - آفتاب یزدانی :

چهارتاقی ساسانی «خیرآباد» یا «فرزوک» در استان کهگیلویه و بویراحمد در برابر آسیب‌های حفر چاه نفت و نصب دکل است.

چهارتاقی ساسانی - دكل‌ها نیز در عكس دیده می‌شوند

 

به گزارش ایسنا، در مرز دو استان خوزستان و کهگیلویه و بویراحمد رودی به نام خیرآباد جریان دارد. در سمت راست این رودخانه، یک چهارتاقی ساسانی به نام «خیرآباد» یا «فرزوک» است‌ و در  100 متری آن نیز دو پل ساسانی و صفوی هستند.

به گفته‌ی یكی از دوست‌داران میراث فرهنگی،‌اكنون در فاصله‌ی 300 متری چهارتاقی و 200 متری پل‌ها، شرکت نفت فعالیت می‌کند و دست به كار  نصب دکل‌، لرزه‌نگاری و حفر چاه شده است.

این فعال یادمان‌های فرهنگی گفت: «چهارتاقی خیرآباد از چهارتاقی‌های بی‌همتای کشور است که در آن، یکی از ارزشمندترین فرآیندهای معماری ساسانی، یعنی تبدیل مربع به کمک سه کنج یا سیل‌پوش به پلان دایره و ایجاد گنبد دیده می‌شود. همچنین این چهارتاقی از نظر پلان همچون چهارتاقی نیاسر است.»

به گفته‌ی وی این چهارتاقی و آن دو پل تاریخی، در پی لرزه‌نگاری‌های شرکت نفت، آسیب‌ دیده‌اند، به‌ویژه این‌که این سازه‌های معماری استواربخشی نشده‌اند و بیم ویرانی و ترک برداشتن بخش‌هایی از آن‌ها می‌رود.

او گفت: «تا چند سال پیش، 90 درصد گنبد این بنا ، برجای بود، ولی آن‌‌اندازه به آن رسیدگی نشد که به این حال و روز دچار شد.»

 

 آتشکده ساسانی کشف شده در تپه پلنگرد بسیار ارزشمند است

 استان: کرمانشاه



 سرپرست دفتر پژوهش‌هایی باستان‌شناسی اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان کرمانشاه گفت: آتشکده ساسانی پیدا شده در تپه پلنگرد بسیار ارزشمند است.

 

 به گزارش میراث آریا(chtn)، به نقل از روابط عمومی اداره کل میراث فرهنگی کرمانشاه، «احسان احمدی‌نصر» با بیان این مطلب افزود: در حال حاضر گروهی از باستان‌شناسان کشور به سرپرستی «دکتر شکوه خسروی» مشغول کاوش باستان‌شناسی در تپه پلنگرد اسلام آبادغرب هستند که تا کنون به نتایج بسیار ارزشمندی دست یافته‌اند.

  این مقام مسوول اظهار داشت: در این منطقه تا کنون سه پایه آتشدان متعلق به یک آتشکده که به احتمال قوی مربوط به دوران ساسانی هستند کشف شده که با توجه به داده‌های فرهنگی، دارای ارزش بسیار زیادی است.

  احمدی‌نصر خاطرنشان کرد: در این آتشکده سفالینه‌هایی با خطوط پهلوی ساسانی پیدا شده که احتمال تعلق داشتن این آتشکده را به دوران ساسانی بیشتر می‌کند.

  وی یادآور شد: وجود خط و نوشته در نقاط باستانی و محوطه‌های تاریخی نشان از اهمیت بسیار زیاد این مناطق دارد.

 





تاريخ : چهار شنبه 10 آبان 1391برچسب:chtn,پلنگرد,تپه,تپه پلنگرد,آتشکده,آتشکده ساسانی,,
ارسال توسط سورنا
ارسال توسط سورنا


به نام خدا



امروز نوروزی ديگر است؛ روز جهانی كوروش،‌شاد باد



  ميترا دهموبد :

 بیدار که شدم، چشم که باز کردم، «روز جهانی کورش بزرگ» را به خودم، شادباش گفتم. چرخی در خانه زدم، پرده را کنار زدم و به آفتاب کم‌سویی که تابیدن گرفته بود هم، روز جهانی کورش بزرگ را شادباش گفتم.
  درست همچون نوروز که هر کسی را می‌بینم، دوست دارم لبخند بزنم و خجستگی فرارسیدن روزِ نو را شادباش بگویم، امروز، ٧ آبان‌ماه به هر که رسیدم، روز جهانی کورش را شادباش گفتم.
  امروز، ٧ آبان‌ماه روز جهانی کورش است، روز صدور فرمان تاریخی کورش بزرگ. امروز با آن فرمان که یادآور آشتی ‌است، یادآور دوستی است، یادآور زندگی است، یادآور مردم است، یادآور زندگی مردم در آشتی و صلح است، روزی نو در کتاب تاریخ بشر،  برگ می‌خورد.
  به‌ گمانم پُر هم بیراه نیست اگر من امروز همان حس روزهای نوروز را دارم چرا که به‌راستی کورش روزی نو و روزگاری نوین را آغازگر بود.
  شوربختانه امروز،‌ نوروزی است که بسیاری؛ از جمله دست‌اندرکاران سرزمین کورش، آن را از یاد برده‌اند.
  می‌گویم مسوولان، آن را از یاد برده‌اند چون اگر به یاد داشتند، شاید در گاهنمای ایران(تقویم)، کورش بزرگ، جایی داشت و کودکانمان این گاهنما را که برگ می‌زدند، نام کورش بزرگ را بر آن می‌‌خواندند. و بزرگ‌تر‌ها، هنگامی‌که به روز ٧ آبان‌ماه در گاهنما می‌رسیدند و نام کوروش بزرگ را بر آن می‌دیدند، بر خود می‌بالیدند و لبخندی بر لبشان می‌نشست از این‌ که شهریار سرزمینشان نه با خونریزی و سنگدلی که با گسترش مهر و آشتی و آرزوی بزرگی که برای آزادی مردمان و گسستن بندها داشت، پُرآوازه‌ی جهان است.
  دلم از بی‌مهری‌ها پُر است؛ ٢سال پیش استوانه‌ی گلی‌ای که فرمان آشتی و آزادی کوروش بزرگ بر آن، نگاشته شده، همانی که سال‌هاست در موزه‌ی انگلیس نگهداری می‌شود، چندماهی را میهمان ایران، میهمان سرزمین کورش بزرگ، میهمان موزه‌ی ملی کشورمان بود.
  بسیاری دل به آن خوش داشتند که امسال را(٧ آبان‌ماه ١٣٨٩ خورشیدی) می‌توانند با این فرمان و در کنارش، شاد باشند اما شادی‌شان با تعطیلی دو روزه‌ی موزه،‌ تعطیل شد. موزه‌ی ملی که از بامداد تا شامگاه پذیرای هم‌میهنان بود، ناگهان اعلام کرد که ٧ آبان‌ماه برای «به‌روزرسانی سیستم امنیتی و تجهیزات دوربین‌های مداربسته و تاسیسات برق»، موزه تعطیل خواهد بود! افسوس که در آن هنگامه‌ هم از یادِ کورش بزرگ گذشتند.
  بگذریم چون امروز نوروزی دیگر است و حال خوشی دارم، نمی‌خواهم گله کنم و از بی‌مهری‌ها بگویم بلکه می‌خواهم، تنها و تنها،روز کورش بزرگ را شادباش بگویم؛ باز هم به خودم، باز هم به مردمم، باز هم به همه‌ی انسان‌هایی که آشتی را می‌فهمند، صلح و دوستی را مهر می‌ورزند، زندگی را بر همه‌ی زندگان، شیرین می‌خواهند و همه‌ی آنانی که به جهانی آباد و آزاد می‌اندیشند، که کورش چنین بود.
روز جهانی کوروش بزرگ، روزی که کورش و سربازانش با آشتی به شهر بابل، شدند، روزی که فرمان تاریخی کورش بزرگ، صادر شد و بر استوانه‌ای گلی نوشته شد، شاد باد.






تاريخ : سه شنبه 9 آبان 1391برچسب:روز جهانی کوروش بزرگ,گاهنما,استوانه گلی,,
ارسال توسط سورنا
ارسال توسط سورنا
ارسال توسط سورنا


به نام خدا


من با لباس مخصوص شروع به موج سواری کردم و ناگهان متوجه شدم زنان و مردمان زیادی حیرت زده در ساحل جمع شدند و حتی برخی از آنها به پلیس زنگ زدند.

یک زن 26 ساله موج سوار ایرلندی با لباس طراحی شده شنا برای زنان مسلمان در سواحل چابهار در استان سیستان و بلوچستان موج سواری کرد.

به گزارش
عصر ایران روزنامه گاردین بریتانیا با انتشار گزارشی در این باره می نویسد:"ایسکی بریتون " بانوی 26 ساله ایرلندی برای مشارکت در پروژه یک بانوی فیلمساز فرانسوی به همراه این مستند ساز زن فرانسوی وارد ایران می شود و آن گونه که از پیش با استفاده از"گوگل مپ" منطقه مورد نظر جستجو و مشاهده شده بود ، این دو زن اروپایی به چابهار می روند.

موج سوار 26 ساله ایرلندی که مروج این ورزش آبی بین زنان در سراسر جهان از جمله در کشورهای اسلامی است و بدین منظور به کشورهای مختلفی سفر کرده ،می گوید تجربه شنا و موج سواری با لباس مخصوص زنان مسلمان هر چند کمی متفاوت است و در دما و گرمای هوا سخت است ، اما زنان مسلمان می توانند این ورزش را تمرین کنند.

خانم بریتون درباره موج سواری خود در سواحل چابهار می گوید :" ما دو نفر بدون اطلاع قبلی و بدون اطمینان از اینکه در ایران پذیرفته می شویم ، وارد این کشور شدیم و یک راست از تهران به منطقه ای رفتیم که تا حالا شاهد موج سواری هیچ زنی در سواحل خود نبوده است."

این موج سوار افزود :" من با لباس مخصوص  شروع به موج سواری کردم و ناگهان متوجه شدم زنان و مردمان زیادی شگفت زده در ساحل جمع شدند و حتی برخی از آنها به پلیس زنگ زدند."


وی می افزاید: وقتی پلیس آمد مانع کار من نشد اما گفتند که نگران آسیب دیدن من در اثر برخورد به صخره یا سنگ هستند.

وی با بدیع خواندن تجریه موج سواری خود با لباس کاملا اسلامی در گرمای 30 درجه ساحل چابهارو در آب های اقیانوس هند، ابراز امیدواری کرد که در سفر سال آینده اش به ایران زنانی را ببیند که با تخته بورد در سواحل چابهار موج سواری می کنند.

گفتنی است این موج سوار زن ایرلندی که به کشورهای مختلفی برای ترویج این ورزش در بین زنان سفر کرده است ، سوژه یک فیلم مستند برای " ماریون پویزو" فیلمساز فرانسوی شده است و قرار است این فیلم که بخشی از آن در ایران و در سواحل چابهار فیلمبرداری شده ، هفته آینده از یک شبکه تلویزیونی دولتی فرانسه پخش شود.



ادامه مطلب...

ارسال توسط سورنا
ارسال توسط سورنا


به نام خدا


 

 تصاویری از حال و روز پاسارگاد

 ●

گسترش ترک‌ها بر بدنه‌ی آرامگاه کورش بزرگ





 خبرنگار امرداد - آفتاب یزدانی :

 تَرَک‌های نشسته بر آرامگاه کورش بزرگ که روز به روز پایشان را از گلیمشان فراتر می‌گذارند این روزها سر و روی پاسارگاد را خط‌خطی کرده‌اند. «سیاوش آریا» از فعالان میراث فرهنگی استان فارس برپایه‌ی واپسین بازدیدی که چند روز پیش از «پاسارگاد» داشته، گفت: «شوربختانه ترک‌ها وشکاف‌های روی سنگ آرامگاه کورش بزرگ گسترده‌تر شده است و این بزرگی شکاف‌ها بر برخی سنگ‌ها تا بدانجا رسیده که پرندگان آن را مناسب لانه‌سازی دیده و در آن لانه گزیده‌‌اند.»

 به گفته‌ی «آریا» گسترش ترک‌ها در آستانه‌ی فصل سرما و با در پیش رو بودنِ برف و باران و یخبندان، نگرانی دوستداران میراث فرهنگی را چندبرابر کرده است چرا که تجمع آب در ترک‌ها و یخ زدن آن به متلاشی شدن سنگ‌ها می‌انجامد. به ویژه‌آن‌که پاسارگاد در گستره‌ای کم‌و‌بیش سردسیر است.
  او به خویشکاری(:وظیف) مسوولان میراث فرهنگی کشور و به ویژه مسوولان میراث فرهنگی استان فارس در برابر پاسداری از این یادمان‌ باستانی اشاره کرد و گفت: «مجموعه‌ی پاسارگاد افزون‌بر این که یک سرمایه‌ی ملی است یک سرمایه‌ی جهانی نیز هست که خویشکاری مسوولان را در برابرش دوچندان می‌کند.»
  این در حالی است که به‌گفته ی آریا، نشانه‌های بی‌توجهی به یادمان جهانی پاسارگاد، چیزی نیست که نیاز به ریزنگری داشته باشد، تنها بسنده است که به این مجموعه‌ی باستانی، وارد شوید؛ از آرامگاه کوروش بزرگ تا سنگ‌نگاره‌ی انسان بالدار، از برجای‌مانده‌های آبراهه‌های نخستین باغ ایرانی تا  آشفتگی و بی‌رنگ و رویی کاخ بارعام، همگی راوی این بی‌توجهی هستند.
  آرامگاه کورش بزرگ، کاروانسرای مظفری، کاخ ویژه‌ی کورش بزرگ، کاخ بارعام، تندیس انسان بالدار، آرامگاه کمبوجیه، فرزند کورش، دژ و باروی نگهبانی و آتشگاه، از بخش‌های این مجموعه‌ی جهانی هستند. این مجموعه به باور کارشناسان و برپایه‌ی گواهی رخدادنگاران، جایگاه برپایی نخستین باغ ایرانی است. باغ ایرانی، باغی است که به این نام در جهان نامور است و دارای ویژگی‌هایی ساختاری است که آن را از دیگر باغ‌ها جدا می‌سازد.  
  سیاوش آریا در دنباله به بهسازی‌های(:مرمت‌های) غیراصولی وغیرکارشناسی آرامگاه کورش نیز اشاره کرد. او گفت: «این بهسازی‌ها چند سال پیش انجام شد که از آن هنگام تاکنون انتقادهای بسیاری ازسوی کارشناسان و دوستداران میراث فرهنگی و خبرگزاری‌ها، به آن شده است اما شوربختانه مدیران میراث فرهنگی هر بار به دفاع از آن پرداخته و آن را برپایه‌ی اصول کارشناسی دانسته‌اند. اما اکنون با گذشت ٢- ٣ سال از آن بهسازی‌ها با دیدن حال و روز سنگ‌های آرامگاه، هر بیننده‌ی ناکارشناسی هم می‌تواند از خود بپرسد؛‌ آیا این بهسازی‌ها قابل دفاع است؟»
  سیاوش آریا در پایان از نخستین فرمان آزادی مردمان(نخستین منشورحقوق بشر جهان) سخن گفت که به فرمان فرمانروایی صادر شد که در پاسارگاد، آرام گرفت. 

 




بهسازی غير اصولی




گسترش ترک ها

نتيجه‌ی بهسازی ها

يادگاري نويسي

گسترش ترک ها
سنگ آرامگاه كورش بزرگ
عكس‌ها از سياوش آريا است.

 

 





تاريخ : سه شنبه 25 مهر 1391برچسب:آرامگاه کوروش,سیاوش آریا,,
ارسال توسط سورنا
ارسال توسط سورنا


به نام خدا



از کامیون ها و بیل های خاکبرداری تا لرزه بر اندام تاق بستان
اینجا تاق بستان است!



  خبرنگار امرداد - آفتاب یزدانی :
 مجموعه ی تاق بستان که یکی از یادمان های باستانی ایران است در این چند هفته ی گذشته چیزهایی به چشم دیده که باورش حتا برای کارشناسان و باستان شناسان نیز سخت است. کامیون ها و بیل ها مکانیکی و مته های مکانیکی تا بیخ گوشش آمده بودند و داشتند پیرامونش را زیر و رو می کردند. این خودروهای سنگین آن اندازه به آن یادمان باستانی نزدیک بودند که باستان شناسان که از مسوولان میراث فرهنگی کرمانشاه پاسخ قانع کننده ای دراین باره نشنیده بودند، در بیانیه ای از این شیوه ی کار، ابراز نگرانی کردند و تاق بستان را در خطر اعلام کردند.
 البته سازمان میراث فرهنگی کرمانشاه، آماده کردن تاق بستان را برای پیوستن به سیاهه ی جهانی، شوند(سبب) این کارها دانسته و درباره ی شیوه ی کار که شیوه ای نامعمول در یک گستره ی باستانی است، گفته که؛ کار بر پایه ی کارشناسی کارشناسان در دست انجام است  اما هیچ نامی از این کارشناسان در جایی نیامده است. 
  تاق بستان از نقش برجسته های به جا مانده از روزگار ساسانی است یعنی دست کم هزار و اندی سال دیرینگی دارد. این یادمان دیرینه که تا به امروز با دشواری هایی بسیاری همچون ترک ها و آبگرفتگی و ... دست به گریبان بود، روشن نیست بتواند لرزه هایی را که کارشناسان سازمان میراث فرهنگی کرمانشاه برایش، تدارک دیده اند، تاب بیاورد.
 
 
 


روشن نیست داستان این لوله و آن همه آب پای تاق بستان چیست؟


امید که دست کم یکی از آن هایی که در این عکس هستند از همان کارشناسانی باشند که سازمان میراث کرمانشاه را در این کار کارشناسی شده یاری داده اند.

عکس ها از مهین خدایاری است.






ارسال توسط سورنا

 

روستای زیبای «کریک»، ماسوله جنوب ایران

در ادبیات معماری ایران روستای «کریک» را روستای ماسوله‌ای می‌نامند، که از این تیپ معماری در چهار گوشه ایران زمین می‌توان نمونه‌های بسیاری را مشاهده کرد. مردمان روستای «کریک» مردمانی لر زبان و از زاگرس‌نشینان جنوبی هستند.

 



ادامه مطلب...

تاريخ : دو شنبه 24 مهر 1391برچسب:کریک,روستای کریک,سی سخت,سی,سخت,,
ارسال توسط سورنا


بنام خدا


 

 

 رهایی گستره‌ی اشكانی بی‌حفاظ و نگهبان!

 

 شناسایی استودان‌و گورهای تاریخی در دل شهر اهواز





 خبرنگار امرداد - آفتاب یزدانی :

 با پیدا شدن ١٠٠ استودان و گوردخمه‌ی باستانی در بخش خاوری(:شرقی) شهر اهواز، باز هم این بهشت باستان‌شناسان، تاریخ دیرینه و پیشینه‌ی باستانی خود را یادآوری كرد، تا آنانی كه این گستره‌ی تمدن‌ساز را به حال خود گذاشته و تنها هر از چندگاهی با خودروهای راه‌سازی، گذری به آنجا دارند، تاریخ اهواز و تاریخ خوزستان، را به ‌یاد آورند.
به گفته‌ی مجتبا گهستونی، سخنگوی انجمن دوستداران میراث فرهنگی    خوزستان(تاریانا)،این گستره‌ی تاریخی بر فراز تپه‌ای است و بنابر برآورده‌‌های یكی از باستان‌شناسان، گوردخمه‌های پیداشده، دیرینگی‌شان به روزگار اشكانیان می‌رسد.
مجتبا گهستونی با گله از بی‌توجهی سازمان میراث فرهنگی به یافته‌هایی از این دست كه گواهی بر تاریخ این سرزمین است، گفت: «پیش از این‌كه پیدا شدن این گوردخمه‌ها و دیگر یافته‌های این تپه را خبری كنم، شناسایی این گستره را به آگاهی دست‌اندركاران میراث فرهنگی خوزستان رساندم اما آن‌ها حتا حاضر نشدند که از محل بازدید کنند. من حتا شرایط نامناسب حفاظتی را در تماسی با فرمانده یگان پاسداران اداره‌ی کل میراث فرهنگی خوزستان، معاونت پژوهشی اداره کل و کارشناسان بخش حقوقی در میان گذاشتم اما واكنشی ندیدم.» 
  به گفته‌ی گهستونی یکی از باستان‌شناسان، بر این باور است که بخشی از این سازه‌ها به استودان تعلق دارد و پیشینه‌ی آن‌ها به روزگار اشکانی برمی‌گردد، همانند نمونه‌هایی كه بر فراز کوه رحمت و در خارک و سیراف، دیده شده است. اما یکی دیگر از کارشناسان براین باور است كه؛ با توجه به این‌که دست‌کندهای این تپه در کنار هم به‌گونه‌ی شیب‌دار قرار گرفته‌اند این گستره می‌تواند جایی برای اندوختن و پالایش آب، بوده باشد.
 البته افزون‌بر دست‌كندهایی كه همانند گوردخمه هستند، راه‌هایی پلكانی نیز در این گستره پیدا شده است.
  به باور گهستونی آن‌چه اكنون بر فراز این تپه پیدا شده می‌تواند بخشی از شهر باستانی «هرمز اردشیر» باشد كه چند سال پیش، ماشین‌های راه‌آهن شهری اهواز تا ژرفایش را برای كندن تونل‌های مترو، زیر و رو كردند.
  گهستونی با اشاره به لایه‌هایی كه در كند و كاوهای متروی شهری اهواز در شهر هرمز اردشیر دیده بود، یافته‌های جدید را در پیوند با همان شهر دانست و گفت: «شوربختانه از این تپه به عنوان گذشته‌ای كه سندی برای تمدن ایران برای آیندگان است، هیچ حفاظتی نمی‌شود، حتا پس از بارها آگاهی‌رسانی به سازمان میراث و درخواست پیوستنِ این تپه به سیاهه‌ی آثار ملی‌، همچنان این تپه بهحال خود رها شده است.»
  به گفته‌ی گهستونی، چندسالی است كه در كنار این تپه‌ی باستانی فضای سبزی ایجاد شده است كه آن را به جایی پر رفت و آمد تبدیل كرده است. وی این رفت‌‌وآمدها را با توجه به رها بودن تپه بی‌هیچ حفاظ و نگهبانی، یک خطر برشمرد و گفت: «این رفت‌ و آمدها، افزون‌بر فرسایش‌های فصلی و حفر تپه برای درختكاری، روز به روز بر آسیب‌های رسیده به تپه و دیرینه‌یافته‌هایش می‌افزایند.»

 

 

 

عكس‌ها از مجتبی گهستانی است.

 

 





ارسال توسط سورنا


بنام خدا



  خوش‌به‌حال مولانا

  مولانا از تركيه تا افغانستان

  خبرنگار امرداد - میترا دهموبد :
حافظيه

 ترکیه که سال‌هاست «مولانا» را از آنِ خود کرده و بزرگش می‌دارد، ترکیه که آرامگاه مولانا در قونیه را یکی از گردشگرپذیرترین جاهای جهان کرده است، دست‌به‌کار بازسازی خانه‌ی مولانای بلخی در افغانستان شده است. بنابر خبرها گویا ترکیه بر آن است تا «مرکز فرهنگی مولانا» را راه‌اندازی کند و تورهای گردشگری از قونیه تا بلخ بگذارد.
با این خبرها، امروز که روز بزرگداشت «حافظ» است، با خودم گفتم؛ خوشابه‌حال «مولانا». خوش‌به‌حال مولانا که به یادش هستند و یادش را در ذهن جهانی و ماندگار کرده‌اند.
 راستی چگونه است که دیگران می‌توانند تنها با برنامه‌ریزی، با تبلیغات و با اندکی سرمایه‌گذاری، چهره‌ای که البته مال خودشان هم نیست، مال خود کنند و به نامِ او گردشگر به کشورشان بکشند اما ما...
  در این میان، ترکیه تنها کشوری نیست که چنین کرده یا مولانا تنها شاعری نیست که چنین؛ گردشگران برای دیدار از آرامگاهش، زادگاهش یا حتا خانه‌اش می‌شتابند. این شیوه یعنی بهره‌گیری از نام چنین نام‌آورانی هم برای شناساندنشان به جهانیان و هم برای جذب گردشگر، سال‌ها و دهه‌هاست که شیوه‌ی دیگران شده، البته به جز سرزمین ما ایران، که در هرگوشه‌اش شاعران و نویسندگانی، نامور آرمیده‌اند، آرمیده‌اند در کنج تنهایی خود. 

 با این دست خبرها، ‌ناخودآگاه عطار، خیام و سعدی به ذهن می‌آید. ناخودآگاه فردوسی، حکیم توس، بزرگ‌حماسه‌سرای سرزمینمان به ذهن می‌آید، حکیمی که «باژ»، زادگاهش، این روزها ویرانه‌ای بیش نیست چه رسد به این‌که گردشگرپذیر باشد. حکیمی که نام و نشانش در تهران، یک میدان بود و یک تندیس در میانه‌اش، که آن‌هم به یک مجتمع تجاری فروخته شد. حکیمی که نام و نشانش در خراسان بزرگ، همان بزرگ‌ترین نقاشی دیواری شاهنامه‌ای بود که به یک شب تا سحری، پاک شد.
  دیرزمانی است که با این‌همه مهری که مسوولان به فرهنگ دارند، از خیرِ بازسازی و گردشگرپذیر کردن خانه‌ی فردوسی و زادگاهش گذشته‌ایم اما صدافسوس که این بی‌مهری‌ها، آن هم از نوع مسوولانه‌اش دامنِ آرامگاهِ فردوسی را هم گرفته است. از ایران این خانه‌ی دلیران که فردوسی عمری را برای مردمانش گذاشت، تنها به اندازه‌ی یک‌وجبی بهره‌ی فردوسی بود و آرامگاهش، که آن را هم دست‌اندرکاران تاب نیاورده‌اند و با دکل‌های فشار قوی برق، آزرده‌اند.

 شاید اگر فردوسی را خانه اگر جایی دیگر بود...
  شاید نظامی را خانه اگر جایی دیگر بود...

 شاید حافظ را خانه اگر جایی دیگر بود...






تاريخ : شنبه 22 مهر 1391برچسب:مولانا,حافظا,,
ارسال توسط سورنا

 

بنام خدا

 

معرفت روباهی که از شرم دوستانش سکته کرد
محمد درویش از فعالان محیط زیست در وبلاگش نوشته است:
نامش اصغر درخشان است، هفت سالی می‌شود که می‌شناسمش. نخستین بار در ارتفاعات بالادست تنگ زندان واقع در شمال منطقه حفاظت شده سبزکوه دیدمشاو یکی از محیط‌بان‌های پاسگاه چهارتاق در جنب ناغان بود؛ محیط‌بانی که افتخار می‌کند به رسالتی که برعهده گرفته است
چندی پیش دوباره او را دیدم، اینبار در کنار زاینده رود و در نزدیکی‌های منطقه حفاظت شده شیدا
برایم داستانی را تعریف کرد که تکانم داد و اشک از چشمانم جاری ساخت … قرار است یک گروه فیلمساز، ماجرایی را که او دیده است، تبدیل به یک فیلم کنداما تا آن زمان، فکر می‌کنم کمترین قدردانی از او و از روح بلند آن روباه شیدا، آن است که شما خوبان روزگار و مخاطبان عزیز دل‌نوشته‌هایم را هم از آن آگاه کنم.
خواهشم این است که شما هم پس از خواندن این داستان، آن را با دوستانی که بیشتر دوست‌شان دارید، به اشتراک نهید تا ایرانیان بیشتری بدانند که یک حیوان، یک روباه هم ممکن است چنان در برابر هم‌نوعانش شرمنده و خجالت‌زده و شرمسار شود که نتواند به زندگی برگردد و تمام کند
اصغر می‌گوید: روزی که مشغول گشت زنی در منطقه حفاظت شده شیدا بوده است، متوجه انباشت مقداری لاشه مرغ می‌شود که احتمالاً از طریق مرغداری‌های محل و پنهانی در آن ناحیه تخلیه شده بودند. وی می‌گوید: در همان لحظه که می‌خواستم به سمت لاشه‌ها حرکت کنم، دیدم یک روباه به سرعت به سمت آنها رفته و می‌کوشد تا لاشه‌ها را استتار کند و سپس از منطقه دور می‌شود … اصغر هم بلافاصله خود را به محل استتار رسانده و جای مرغ‌ها را عوض می‌کند
از او می‌پرسم: چرا این کار را کردی؟ می‌گوید: می‌خواستم ببینم آیا واقعاً آنقدر که می‌گویند: روباه‌ها باهوش هستند، درست است یا خیر؟
خلاصه اصغر گوشه‌ای کمین می‌کند تا روباه دوباره برگردد … منتها اینبار با کمال تعجب، در‌مییابد که روباه قصه‌ی ما تنها نیست و با خود چند روباه دیگر را هم آورده است. آنها اما هر چه می‌گردند، لاشه مرغ‌ها را نمییابندتا سرانجام، همه‌ی روباه‌ها خسته شده و به دور روباه اصلی، حلقه می‌زنند
اصغر می‌گوید: آنچه که داشتم می‌دیدم، برایم باورکردنی نبود و اگر با چشم خودم نمی‌دیدم، امکان نداشت که قبول کنم … زیرا روباهی که در مرکز حلقه ایستاده بود، نخست به تک تک روباه‌ها نگاه کرد و آنگاه، ناگهان مانند یک لاشه بر زمین افتاد و بی‌حرکت ماند
اصغر خود را بلافاصله به محل رساند که سبب شد تا دیگر روباه‌ها منطقه را ترک کنند … اما به این نتیجه رسید که حقیقتاً انگار روباه مرده است! او حتا به سرعت دامپزشک منطقه، آقای دکتر تراکنه را هم خبر کرد؛ اما او نیز نتوانست کاری بکند … زیرا واقعاً روباه مرده بود … حیرت‌انگیزتر آن که پس از معاینه و کالبدشکافی لاشه حیوان، معلوم شد که روباه قصه ما در اثر ایست قلبی، جانش را از دست داده است!
آری … روباه‌ها هم ممکن است چنان در پیشگاه رفقای خود، احساس شرمساری و خجالت کنند که توان از دست داده و سکته کنند.
روباه شیدا، بی شک روباه بامرامی بود که دلش نمی‌خواست به تنهایی آن همه غذا را بخورد و برای همین رفقایش را خبر کرد … و بی‌شک، من اگر جای اصغر بودم، آن آزار را روا نمی‌داشتم و می‌گذاشتم تا آنها از آن غذا بی هیچ ترسی نوش جان کنند … اما عملکرد اصغر سبب شد تا دریچه‌ای دیگر به سوی جهان حیوانات گشوده شود و ما دریابیم که چه قوانین و سلوکی در بین آنها جاری است
روباه‌ها، انگار جوانمردی و رفاقت و مرام و شرمندگی را خوب می‌فهمند؛ باید به آنها احترام نهاد و این جوانمردانه نیست تا عده‌‌ای سنگدل به نام شکارچی، این حیوانات محترم را نامحترمانه آزار رسانند و یا حتا هدف گلوله مرگبار خود قرار دهند.
دوستان من:
ماجرای این روباه بامرام و شیدا را تا می‌توانید انتشار دهید، شاید سبب شود که یک شکارچی برای همیشه تفنگش را به دیوار خانه اش آویزان کند.
و بالاتر از آن انسان ها یاد بگیرند تنها خودشان را نبینند و به فکر هم نوعان دیگر خود هم باشند.




ارسال توسط سورنا
ارسال توسط سورنا


بنام خدا



انوشيروان و مردی كه جوز می كاشت



  سورنا لطفی نیا :

 سیاست‌نامه، کتابی ارزشمند است که آن را «خواجه نظام الملک توسی» به زبان فارسی روان، نوشته ‌است. کتابی تاریخی، سیاسی، فرهنگی، که دربرگیرنده‌ی نکته‌هایی بسیار آموزنده‌ای است. این کتاب آگاهی‌های بسیاری از روزگار زندگی نویسنده و دربار سلجوقیان به‌دست می‌دهد. نظام‌الملک در سال ٣٩٦ خورشیدی دیده به‌جهان گشود و در سال ٤٧١ خورشیدی، به‌دست پیروان «حسن‌صبا» کشته شد. در تاریخ از او با نام نیرومندترین وزیر سلجوقیان، یاد کرده‌اند. او بنیانگذار، مدرسه‌های بسیاری نامور به «نظامیه» در سراسر قلمرو ایران آن روزگار بوده است.

 سیاست‌نامه را «سیرالملوک» نیز می‌نامند. سیرالملوک‌ها، همان «خدای‌نامه»های روزگار ساسانیان هستند. کتاب‌های بسیاری به نام سیرالملوک‌، به‌دست نویسندگان نوشته‌شده است. در همه‌ی آن‌ها، بارزترین ویژگی، پرداختن به شیوه‌ی فرمان‌روایی شاهان ایرانی و راه‌های به‌کار رفته از سوی آن‌ها، برای اداره‌ی کشور است.

 انوشیروان و مردی که جوز می‌کاشت

 آیین نژاد ساسانیان چنان بوده که هرکس پیش ایشان سخنی گفتی و یا هنری از خود نشان می‌داد که شاه را خوش می‌آمد، واژه‌ی «زه» را بر زبان می‌راندند و چون این واژه بر زبان آن‌ها می‌آمد، همان‌گاه، خزانه‌دار ١٠٠٠ درم به آن کس می‌داد. شاهان ساسانی در دادگری و بخشش از همه‌ی شاهان دیگر سر بوده‌اند، به‌ویژه انوشیروان دادگر.

 روزی انوشیروان با گروهی از نزدیکان و سوار بر اسب به شکار می‌رفتند که از کنار دهستانی گذشتند و پیرمردی ٩٠ ساله را دید که نهال جوز(گردو) در زمین می‌نشاند. انوشیروان از این کار او درشگفت شد. زیرا سال‌ها باید بگذرد که آن درخت، بر بدهد. پس به پیر گفت: «ای پیر، جوز می‌کاری!؟» پیر گفت: «آری خدایگان.» انوشیروان گفت: «آیا تا روزی که از بر این بخوری زنده خواهی بود؟» پیر گفت: «کاشتند و خوردیم و می‌کاریم تا دیگران بخورند.» انوشیروان را خوش‌ آمد و گفت: «زه!» بی‌درنگ خزانه‌دار ١٠٠٠ درم به پیرمرد داد. پیر گفت: «ای خدایگان هیچ‌کس برِ این درخت، زودتر از من نخورد!» انوشیروان پرسید: «چگونه؟» پیر گفت: «اگر من جوز نمی‌کاشتم و شما از این‌جا نمی‌گذشتی و از بنده پرسش نمی‌کردی و بنده آن پاسخ نمی‌دادم، این ١٠٠٠ درم به من نمی‌رسید.» انوشیروان گفت: «زهازه!» خزانه‌دار ٢٠٠٠ درم دیگر به او داد زیرا شاه دوبار واژه‌ی زه را بر زبان آورده بود.






ارسال توسط سورنا


بنام خدا


سمسکنده اسیر بی توجهی دست اندرکاران محیط زیست

 



عارف درویش :

هر روز بدتر از دیروز هر سال بدتر از پارسال
نزدیکی‌های سارى به جنگلى می‌رسیم که پناهگاه حیات‌وحش سارى نام دارد. از میان این جنگل، راهی زیبایی شما را به روستاى زرین‌آباد فرا می‌خواند. راه را پى می‌گیریم، گویا به نادرست آمده‌ایم. خوب که نگاه می‌کنم می‌بینم، که درست آمده‌ایم. این چشم‌اندازی که دل می‌آزارد و بیشتر به یک زباله دانی می‌ماند، همان پناهگاه حیات‌وحش ساری است.
 از خودرو که  پیاده می‌شوم،  کمى آن‌سوتر هر چه که بخواهى پیدا می‌شود از شیشه، پلاستیک، آهن، لیوان‌های پلاستیکی، سرنگ، شیشه‌هاى دارویی خوراکى و ترریقى. هر چه پیشتر می‌روم زباله‌ها بیشتر می‌شوند و انگار نه انگار که اینجا جنگل است. زباله‌ها جاى خش‌خش دلنشین برگ‌ها را در زیر پا گرفته است.
خود خواهى‌ها و نا‌آگاهی‌ها را این‌جا انباشته است.
مکانی که در عکس گرفته شده از «گوگل» می‌بینید، به گفته‌ی یکی از بومیان این‌جا، ٢٠ سال محل دفن زباله‌هاى سارى بوده است.
این جنگل «سمسکنده» همانند دیگر جنگل‌های ایران بخت بدى دارد. ٢ سال است که دوستداران طبیعت به ساری می‌روند برای پاکسازی اما انگار نه انگار، هر روز بدتر از دیروز، هر سال بدتر از پارسال!
این جنگل در ١٤٠ کیلومتری ساری است، شاید همین دوری یکی از شوندهای(:دلایل) سرازیر شدن زباله‌های شهری در دل جنگل باشد. تفکیک نکردن زباله، گرانى سوخت، بی‌توجهی پیمانکار و در اولویت نبودن زیست‌بوم در نگاه دست‌اندرکاران و مسوولان از دیگر شوند‌های(:دلایل)، زباله‌دان شدن این جنگل است که روزی، روزگاری، زیبا بود.

 





ارسال توسط سورنا


بنام خدا



  به مناسبت دهم مهرماه:
  جشن مهرگان، جشنی به سپندينگی تاريخ ايران



  رستم شهرياری :

 مهر را می‌ستاییم، (کسی) که دارای دشت‌های پهناور است، (کسی) که از گفتار راستین آگاه است، زبان‌آوری که دارای هزارگوش است. نخستین ایزد مینوی که پیش از خورشید فناناپذیر تیز اسب، در بالای کوه «هرا» برآید. نخستین کسی که با زینت‌های زرین آراسته از فراز (کوه) زیبا سر به‌در آورد، از آن‌جا (آن مهر) بسیار توانا همه‌ی سرزمین‌های آریایی را بنگرد. «مهر یشت*، بند4»
 
بار دیگر فرخنده جشن مهرگان از راه می‌رسد، روز برابری مهرروز از خجسته ماه مهر**، جشنی به سپندینگی تاریخ ایران، جشن کشاورزی و هنگام برداشت محصول، جشن فرخندگی  پیروزی کاوه آهنگر بر ضحاک و بر تخت نشستن فریدون، جشنی از برای پیمان‌داری و دشمن پیمان‌شکنی. مهری که در یشت‌ها، این سرودهای سپندینه، دارنده‌ی دشت‌های فراخ و دهنده ثروت و خرمی است.
 
روز مهر و ماه مهر و جشن فرخ مهرگان
 
مهر بفزا ای نگار مهر چهر مهربان
  «مسعود سعد ابن معانی»
 
هزاران سال است که نوروز، مهرگان و سده در کنار یکدیگر، همانند سه پایه‌ی استوار، پاسبان فرهنگ ایرانی بوده‌اند و برگزاری همین آیین‌های ساده ولی زیبا، همدلی ایرانیان را به همراه داشته ‌است. جشن‌هایی که افزون بر شادمانی، به گونه‌ای آبادانی را نیز برای مردمان به ارمغان می‌آورد. سراسر تاریخ ایران باستان و گاهشماری آن پر از جشن است و در آن اندوه راه ندارد، چه؛ راه سپاسداری از اهورامزدا، همانا شادمانی و شادکردن مردمان است
 
در آغاز مهر یشت، «مهر»، از آفریده‌های اهورامزداست که برای نگاهبانی از پیمان مردم گماشته شده است. و «مهر» از این‌رو فروغ و روشنایی است تا هیچ چیز از او پوشیده نماند و در سراسر جهان آنچه از راست و دروغ می‌گذرد و یا پیمانی بسته و شکسته می‌شود، نزد او آشکار باشد. و این‌چنین است که در مهریشت اهورامزدا به ایزد مهر هزار گوش و ده‌هزار چشم داده تا توانایی این کار را داشته باشد. «مهر»، «خورشید» نیست، بلکه «مهر»‌ ایزد روشنایی و فروغ است که این به خوبی در یشت دهم(مهر یشت) دیده می‌شود که از برخاستن مهر، پیش از خورشید و گردش او پس از فرو رفتن خورشید سخن به میان آمده است.
 
در استوره‌های‌ ایرانی جشن مهرگان از سویی دیگر ارزشمند می‌شود و آن پیروزی ایرانیان بر ضحاک تازی است. فردوسی بزرگ(در شاهنامه)، ابوریحان بیرونى (در آثار الباقیه)، ابوسعید گردیزی (در زین الاخبار)، مسعودی (در مروج الذهب)، عزالدین ابن اثیر، طبری و ... به روشنی مناسبت این روز را، پیروزی بر ضحاک می‌آورند. ضحاک،‌ فرمانروای خودکامه‌ای است، که نخست و پیش از هر کاری به سوی جوانان و«مغز»شان می‌رود. در مهرگان، با فریاد دادخواهی آهنگری، کاوه نام و با افراشته شدن درفش کاویانی و خیزش ایرانیان به رهبری فریدون، هزارسال ستم و بیداد ضحاک به پایان می‌رسد. جالب آنجاست که پس از به‌زیر آوردن ضحاک، به‌جای کشتن وی، او را در دل کوه به زنجیر می‌کشند زیرا او هرگز نمی‌میرد و شاید هرآن، خودکامگی بازگردد. که این آماده‌بودن، رمز پیروزی است.
 
در گذشته، جشن مهرگان شش روز به‌درازا می‌کشید. از روز شانزدهم مهر(روز مهر- مهرگان کوچک یا عامه) آغاز و به روز بیست‌ویکم (روز رام – مهرگان بزرگ یا خاصه) پایان می‌یافت. چنین نامور است که، ایرانیان در روز شانزدهم بر ضحاک چیره شدند و در روز بیست‌ویکم وی را در کوه دماوند به‌بند کشاندند. این جشن حتا پس از چیره‌شدن تازیان هم از بین نرفت، به‌گونه‌ای که از سروده‌های منوچهری برمی‌آید هنگام پادشاهی سلطان مسعود غزنوی که در سال 421 هجری مهی(:قمری) به تخت نشت، این جشن با شکوه هر چه تمام برگزار می‌شده است. فرزانه‌ی گرانمایه دکتر محمود روح الامینی فصل برداشت محصولات کشاورزی در مهرماه را نمادی از مهرگان به‌شمار می‌آورد: «ماه مهر و مهرگان در جامعه کشاورزی، فصل و زمان برداشت، انباشت فرآورده‌ها، پرداختن خراج و مالیات، اندوختن نیازمندی‌های زمستانی و گرمی بازارهای موسمی بوده که هنوز هرچند - نه به نام مهرگان - برگزار می‌شود
 
از مهریشت، دو ویژگی «مهر» را به روشنی می‌توان دریافت، یکی «راستی» و دیگری «دلیری». به گونه‌ای که این یشت را  باید سرچشمه‌ی راستگویی و پهلوانی ایرانیان دانست که در زمان باستان ایرانیان به این فروزه‌ها نامور بوده‌اند. در آغاز «مهریشت» می‌خوانیم:
«
اهورا مزدا به سپنتمان زرتشت گوید : من مهر را مانند خود شایسته ستایش و سزاوار نیایش آفریدم، ای سپنتمان کسی که به مهر دروغ گوید و پیمان بشکند، ویران‌کننده‌ی کشور و کشنده‌ی راستی است
  *
کتاب سپندینه‌ی(مقدس) زرتشتیان، اوستا نام دارد و دارای پنج بخش یسنا(سرودهای اشوزرتشت تنها گاتها است که بخشی از یسناست)، یشت‌ها، وندیداد، ویسپرد و خرده‌اوستا است.
  **
جشن مهرگان (برابرشدن روز مهر از ماه مهر) شانزدهمین روز ماه مهر زرتشتی است که با دهمین روز ماه مهر گاهنمای رسمی کشور برابر می‌شود.






ارسال توسط سورنا


بنام خدا


نخستین نمایشگاه لوازم، تجهیزات و خدمات طبیعت گردی افتتاح شد!

نخستین نمایشگاه لوازم، تجهیزات و خدمات طبیعت گردی عصر 6 مهرماه همزمان با روز جهانی جهانگردی و آغاز هفته گردشگری در پارک پردیسان افتتاح شد.

 

مديرکل طبيعت‌گردی کشور در حاشيه مراسم افتتاحيه نخستين نمايشگاه لوازم، تجهيزات و خدمات طبيعت گردی به ميراث‌آريا(chtn) گفت: در اين نمايشگاه 23 غرفه در زميني به وسعت 700 متر مربع برپا شده است.

«محمدعلی فیاضی» با بیان این‌که نمایشگاه مذکور تا 12 مهرماه برپا و میزبان بازدیدکنندگان و طبیعت‌گردان خواهد بود، افزود: از جمله شرکت‌کنندگان در این نمایشگاه می‌توان به موسسات تخصصی طبیعت‌گردی، دفاتر خدمات مسافرتی، انجمن‌ها و انتشارات اشاره کرد.

وی خاطرنشان کرد: نخستین نمایشگاه لوازم، تجهیزات و خدمات طبیعت گردی با همکاری سازمان محیط زیست، دانشگاه تهران، وزارت ورزش، کانون جهانگردی و اتومبیلرانی و ستاد مدیریت بحران شهرداری برگزار شده است.

مدیرکل طبیعت‌گردی کشور برگزاری همایش و نمایشگاه جانبی معرفی جاذبه‌های روستاهای هدف گردشگری کشور در روز دهم مهرماه مورد اشاره قرار داد و گفت: در حاشیه این نمایشگاه و همایش، وزارتخانه‌های راه و شهرسازی کشور، دفتر مناطق محروم ریاست‌ جمهوری و سازمان میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری تفاهم‌نامه‌ مشترکی را به منظور ایجاد زیرساخت‌‌های لازم برای 120 روستای هدف گردشگری به امضا می‌رسانند.

مدیر کل طبیعت گردی کشور در جریان افتتاح این نمایشگاه از غرفه های باشگاه گردشگری ایرانیان، انجمن فرهنگی معلولان ایران، باشگاه ورزشهای ماجراجویانه، آوای طبیعت پایدار، طبیعت گردی آفتاب کلوت،انجمن گردشگری حافظان طبیعت کویری یزد و باشگاه قایق رانی زاینده رود بازدید و با مسئولان حاضر در غرفه ها نیز گفت و گو کرد.

 





ارسال توسط سورنا

10 مهـــر روز جشن مهرگـــان مبارک
شما به عنوان یک ایرانی وظیفه اطلاع رسانی این روز را دارید


 



ادامه مطلب...

ارسال توسط سورنا

بنام خدا

 

6 مهر (27 سپتامبر) روز جهانی گردشگری

 

 



ادامه مطلب...

ارسال توسط سورنا

 

بنام خدا



با روستای زید در ایلام آشنا شوید


انبارهای تاریخی گندم در دل صخره های بزرگ
بدون شک آثار پنهان گردشگری و تاریخی زیادی در استان ایلام وجود دارد که تاکنون اطلاعات این آثار پنهان در جایی عنوان نشده و تاکنون به طور کامل پنهان بوده اند. به همین منظور به روستای "زید" از توابع شهرستان دره شهر رفته ایم تا یکی از شگفتی ها یعنی انبارهای تاریخی گندم در دل صخره های بزرگ را در این روستا گزارش کنیم. روستای زید در میان راه ایلام به دره شهر در 25 کیلومتری شهر دره شهر قرار دارد و یکی از روستاهای زیبای استان ایلام است. این روستا به دلیل وجود "امامزاده تاریخی زید بن علی" به این نام لقب گرفته است و این امامزاده از نوادگان امام موسی کاظم(ع) است و از گذشته تاکنون جایگاه بالایی نزد مردم داشته است. دره های بسیار بزرگ و شگرفی که تاکنون در استان ایلام شناسایی نشده اند در این روستا قرار دارد که البته تعداد آنها بیش از پنج تا شش دره بزرگ است.

برای مشاهده آلبوم روستای زید کلیک کنید

روستای زید ایلام

دره های بزرگ پشت روستای زید قرار دارند و فاصله چندان زیادی با روستا ندارند ولی بسیار بزرگ و خطرناک هستند و برای دیدن این دره ها باید حتما لوازم کوهنوردی به همراه داشت. روستای زید با 100 خانوار و 800 نفر جمعیت از روستاهایی است که طرح هادی در آن به طور ناقص اجرا شده و اجرای جدول کشی و آسفالت خیابان از اصلی ترین نیازهای روستاست. اما دره های بزرگ و زیبای روستا ما را به سمت خود می کشاند و می توان از نزدیک شاهد زیبایی های دره ها باشیم. از طرفی آثار پنهانی و تاریخی در دره ها دیده می شود که تا پیش از این کسی راجع به این انبارهای تاریخی گندم چیزی در استان ایلام عنوان نکرده است. البته در انتهای روستا، خانه قدیمی وجود دارد که نشان می دهد این خانه با آن انبارها ارتباط دارند ولی طبق گفته اهالی روستا این انبارهای گندم متعلق به 700 تا 800 سال پیش است و تاکنون کسی بر روی این انبارها مطالعه نکرده است.
همانطور که در تصویر مشخص است این انبارها به گونه ای بسیار زیبا و عجیب بر روی صخره ها بزرگ با گل و سنگ و چوب درست شده اند و مردم آن زمان از انبارها برای ذخیره گندم استفاده کرده اند و طوری طراحی شده اند که گندمها در این محل تا سه سال ماندگاری دارند و خراب نمی شوند. وجود این انبارهای گندم در دل صخره ها از یک طرف برای ماندگاری و ذخیره گندم و از طرفی برای جلوگیری از تهاجم راهزنان طراحی شده است که با توجه به وجود دو صخره روبروی هم نشان می دهد که در این مکان امنیت نیز مد نظر قرار گرفته است. نزدیک صخره ها که بشویم شگفتی ساخت این انبارها بیشتر به چشم می خورد که تعداد آنها نیز بیش از 30 انبار است.


برای مشاهده آلبوم روستای زید کلیک کنید
روستای زید ایلام




وجود این انبارهای تاریخی گندم در دل صخره ها و چنین ارتفاعاتی انسان را به شک می اندازد که چگونه امکان دارد در گذشته بدون هیچ امکانات لازمی که حتی مردم امروزی هم می توانند با راحتی از آن بالا بروند، ساخته شده اند. طبق گفته بعضی از اهالی روستا در بعضی از انبارهای تاریخی گندم به خصوص در ارتفاعات بالاتر اشیایی وجود دارد که امکان بیرون کشیدن آنها نیست. اما در دره بزرگ روستا دو صخره روبروی هم هستند و جالب اینکه در دل هر دو صخره این انبارهای تاریخی گندم ساخته شده است
.

در این صخره نیز انبارهای تاریخی گندم به همان شکل که بر روی صخره اولی ساخته شده بود، بنا شده اند و در واقع در این مکان انبارهای تاریخی زیادی وجود دارد. هر چند در این زمینه مطالعاتی انجام نشده و نمی توان قدمت این انبارهای گندم را به طور دقیق تخمین زد ولی وجود این انبارها در دل صخره ها و نحوه ساخت آنها خالی از لطف برای بازدید گردشگران نیست هر چند در روستا مکانهای دیدنی گردشگری زیادی وجود دارد. اما در کنار این همه انبار تاریخی گندم، یک انبار به طور ویژه و تنها در دل صخره ها ساخته شده است و با دیگر انبارها تفاوت دارد.


برای مشاهده آلبوم روستای زید کلیک کنید

روستای زید ایلام


   این انبار تاریخی مخصوص ذخیره نمک بوده است که به طور جداگانه در آن سوی انبارهای گندم ساخته شده است. شاید واقعا نکات جالب دیگری هم در این انبارها وجود داشته باشد که از چشم ما پنهان باشد ولی باید با مطالعه و پژوهش و بررسی دقیق، این انبارها را مورد واکاوی قرار داد. اما در کنار انبارهای تاریخی گندم و نمک، دو آسیاب تاریخی در بین دره یعنی وسط دو صخره قرار دارد که نشان می دهد روزگاری این منطقه محل اصلی گندم و آسیاب گندم که در زندگی گذشته حرف اول تغذیه مردم را می زده، داشته است
.



تصویر فوق یکی از همان آسیابهای تاریخی است که در کنار صخره قرار داد و نشان می دهد روزگاری گندم های موجود در انبارها به وسیله این آسیابها برای مصرف مردم آسیاب می شده است. به طور کلی با توجه به وجود خانه های قدیمی، انبارهای گندم و نمک و آسیاب ها می توان گفت این دره به لحاظ طبیعی و تاریخی می تواند در کشور معرفی شود و مورد استناد برای بسیاری از مطالعات تاریخی قرار گیرد چه بسا اطلاعات ارزشمندی را به محققان در این زمینه بدهد.





تاريخ : سه شنبه 4 مهر 1391برچسب:روستای زید,زید,زیده,زیدی,دره شهر,صخره,,
ارسال توسط سورنا

بنام خدا

 


خــواص انــار




 



احتمالا از هر كسی درباره خواص انار بپرسید، در پاسخ می‌گوید که انار خون را تصفیه می‌كند ولی متخصصان تغذیه، فواید دیگری را هم برای انار ذکر می‌کنند...

فصل سرما آمده و با خودش میوه‌های جدیدی آورده؛ از خرمالو و انواع مركبات گرفته تا انار. انار، میوه‌ خوش‌خوراکی است كه خیلی از خانواده‌ها آن را به اصطلاح دون می‌كنند و به همراه نمك و گلپر می‌خورند. انار خوردن در شب یلدا هم سال‌های سال است که به یكی از آداب این شب طولانی سال تبدیل شده.

 اما خواص انار :

تصفیه خون
می‌دانید كه انار یک تصفیه‌كننده خون بوده و برای كبد بسیار مناسب است. به این دلیل از قدیم خوردن این میوه برای شفافیت پوست توصیه می‌شده است.
از امام رضا(ع) نقل می‌کنند که: «انار بخورید تا دهان‌تان پاكیزه و خوش‌بو شود.» مطالعات متعدد نشان داده که عادت به خوردن این میوه مانع تشكیل پلاك‌های دندانی و بروز پوسیدگی دندان می‌شود.

تقویت قلب
نكته مهمی كه باید درباره انار بدانیم خاصیت حفاظتی آن در برابر بیماری‌های قلبی است. انار احتمال ابتلا به بیماری‌های قلبی را با كاهش فشار خون، جلوگیری از اكسید شدن LDL و تشكیل پلاك در دیواره عروق پایین آورده و ریسک ابتلا به گرفتگی عروق را كم می‌كند.

رب انار
یكی از فرآورده‌های پرمصرف این میوه رب انار است؛به این ترتیب كه آب انار را جوشانده و آن را تغلیظ می‌كنند و به عنوان چاشنی به خصوص در خورش فسنجان و تهیه زیتون پرورده مورد استفاده قرار می‌دهند. البته این رب می‌تواند ترش و یا شیرین باشد كه با افزودن كمی شكر و یا آب نارنج و یا آب غوره این مزه‌ها تقویت خواهند شد.

ترکیب انار و گل‌پر
خوردن این میوه و آب آن به دلیل تركیباتی كه دارد، یبوست‌آور است و خوردن‌اش به همراه هسته مانند یك ملین عمل می‌كند اما به دلیل ایجاد مشكلاتی به هنگام دفع، بهتر است كه یک چهارم آن را با هسته و بقیه‌اش را بدون هسته میل كنید.ضمنا از آنجا که این میوه نفاخ است، مصرف آن با گیاه معطری مانند گل‌پر که طبع گرمی دارد،خاصیت نفاخ بودن را از این میوه می‌گیرد.
خوردن انار یا آب آن به تنهایی سوء‌هاضمه‌آور بوده و سوزش معده به دنبال دارد. به این دلیل خوردن‌اش با گلپر توصیه می‌شود. یادتان باشد كه خوردن مقدار كمی از انار گلپر زده پس از غذا به هضم غذا كمک می‌كند.

میوه بارداری
خانم‌های باردار نیز بهتر است در این دوران انار میل كنند زیرا این میوه هم علایم ویارشان را كاهش می‌دهد و هم به رشد جنین كمک می‌كند.

آش انار
با این میوه می‌توانید آشی گرم تهیه كنید به نام آش انار كه یزدی‌ها آن را پخته و بیشتر از همه میل می‌كنند. طرز تهیه‌اش به این ترتیب است كه برنج و لپه را به همراه سبزی آش (جعفری و گشنیز) و كمی سیر طبخ كرده و سپس نیم ساعت قبل از برداشتن آش از روی حرارت به آن آب انار یا رب انار می‌افزایند و به جای نعناع داغی كه به سایر آش‌ها اضافه می‌شود، به آن كمی گلپر می‌زنند.
طرز تهیه

منبع آنتی‌اكسیدان
این میوه سرشار از ویتامین C (یكی از آنتی‌اكسیدان‌های قوی) است و به این ترتیب، خوردن یك عدد از آن یا 100 سی‌سی از آب انار تامین‌كننده 16 درصد از نیاز روزانه به این ویتامین است. ضمنا منبعی از ویتامین B5 و پتاسیم است و تركیبات آنتی‌اكسیدانی آن هم از خانواده پلی فنول‌ها، دیگر مواد ارزشمند این میوه هستند. مزه گس انار نیز به دلیل تاننی است كه در پوست‌اش دارد، درست مثل چای.





ارسال توسط سورنا

 

بنام خدا


13 مهرماه، سالروز ثبت «تیمچه صرافیان» در سیاهه‌ی آثار ملی ایران
درهای «تيمچه صرافيان» به زودی بر روی گردشگران گشوده می‌شود



سیاوش آریا :


 شهرستان آباده یکی از شهرهای کهن و تاریخی ايران و نزدیک 290 کیلومتری شمال استان فارس است. اين شهرستان آثار و دیدنی‌های بسياري دارد، یکی از آنها «تیمچه صرافیان» است که هنرایرانی- قاجاری در آن نمایان است و آن را به نگین هنر شهر آباده تبدیل کرده است.
 تیمچه صرافیان
 این تیمچه در بازار کهنه قرار دارد. این محل در گذشته در ملک «حاج ملاعبدالله واعظ» بوده است که ایشان ضمن اداره کردن منبر و محراب مسجد به تجارت مشغول بوده و تیمچه از سوي خود او برای محل بازرگانی نزدیک 120سال پیش به دست استاد رضا یزدی در بافت قدیم شهر آباده ساخته شده است. در زمان حزب دموکرات برخی از اتاق‌ها، ویژه‌ي کالاهای تجاری بوده که پس از درگذشت حاج واعظ این ملک به وسیله وارثین به برادران صرافیان فروخته شده است. در گذشته در برخی از این اتاق‌ها روزنامه‌های پارس(فارس) و تهران مورد استفاده مردم قرار می‌گرفته است.
 این بنای تاریخی نزدیک 1080 متر مربع مساحت دارد و اعیانی دو اشکوبه(:طبقه) آن 1050 مترمربع است. ورودی تیمچه در ضلع شرقی واقع شده و درب آن به گونه‌ي زیبایی منبت‌کاری و سردر ورودی با اشکال شیر و گل و بوته گچ‌کاری شده است.
 این بنای آجری دارای حیاطی مستطیل شکل در میانه(:وسط) آن است. پیرامون آن در دو اشکوبه اتاق و حجره‌ها واقع شده‌اند. تاق ورودی آن در دو سو دارای مقرنس‌های زیبای گچی است که از 36 حجره ساخته شده است. در گذشته، حجره‌های پایینی فروشگاه(:مغازه) و حجره‌های اشکوب بالا برای مهمانان بوده است. مصالح موجود در آن گچ، خاک، سنگ و چوب است. دو کوبه روی آن قرار داشته که کوبه سمت چپ ویژه‌ي مردها و کوبه‌ي سمت راست ویژه زن‌ها بوده است.
 در میان حیاط این ساختمان ترازویی بزرگ وجود داشته که اجناس تجاری به وسیله آن وزن می‌شده است. آب این ساختمان از چاه تامین می‌شده. از درب ورودی که وارد می‌شویم دو حجره در چپ و راست است که جایگاه کسب بوده و روی سر این دو حجره دو اتاق برای آسایش و استراحت بوده است. حوض سنگی بسیار زیبایی هم به اندازه 3 در4 متر در میانه‌ی حیات واقع است. درب حجره‌ها همه به گونه‌ي کشویی به سمت بالا و پایین باز و بسته می‌شود و سقف آنها با چوب‌های حاشیه‌دار زیبایی به اندازه 20 در 30 سانتی‌متر پوشیده شده است و کف آنها با خشت‌های آجری مربع شکل فرش شده است.  
 این بنا اکنون پایان عملیات بهسازی را پشت سر می‌گذارد و درب آن به زودی بر روی گردشگران گشوده می‌شود. به نقل از روابط عمومی اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان فارس، تاکنون بیش از 350 میلیون تومان و در دو مرحله از محل اعتبارات سال 89 برای بازسازی و احیای کامل آن صورت گرفته است و بنا است پس از کار بهسازی این جایگاه، به عنوان بازارچه صنایع دستی بازگشايي شود. این بنای تاریخی در 13مهر 1367 به شماره 1932 در سیاهه‌ی(:فهرست) آثار ملی ایران ثبت شده است.

 





فرتورها از سياوش آريا است.






تاريخ : دو شنبه 3 مهر 1391برچسب:تیمچه صرافیان,تیمچه,صرافیان,صراف,صرافی,,
ارسال توسط سورنا


بنام خدا



  پالايشگاه و لوله‌های نفتی اش بيخ گوش محور گردشگری تخت جمشيد

  دولت مصوبه‌ی خودش را هم نقض می كند

  خبرنگار امرداد - آفتاب یزدانی :

 ساخت پالایشگاه دوم شیراز و گذر لوله‌های نفت از پارک ملی «بمو»، نه تنها مصوبه‌ی ممنوعیت ساخت صنایع آلاینده در شعاع 30 کیلومتری شیراز  را نقض می‌كند بلکه به نابودی پارک ملی بمو که از زیستگاه‌های پلنگ ایرانی است، خواهد انجامید و آسیب بسیاری به محور گردشگری تخت جمشید- شیراز می‌زند.
 به گزارش میراث خبر، در میان انفعال اداره‌ی کل محیط زیست استان فارس، سازمان حفاظت محیط زیست، برای ساخت پالایشگاه دوم شیراز، پروانه‌ها را صادر کرده است و لوله‌های انتقال نفت پالایشگاه تا نزدیکی فنس‌های پارک ملی بمو رسیده‌اند. ساخت این پالایشگاه جدا از آلودگی محیط زیست انسانی در شهرستان زرقان به نابودی پارک ملی بمو نیز خواهد انجامید.
  با ساخت این پالایشگاه، مصوبه‌ی خود دولت درباره‌ی ممنوعیت ساخت صنایع آلاینده در 30 کیلومتری شیراز نقض می‌شود، افزون‌بر این‌که آلودگی برآمده از آن، بر راه گردشگری شیراز- تخت جمشید تاثیر منفی دارد.
 «علی‌اکبر کاظمینی»، فعال محیط‌زیست و مدیرعامل انجمن 13 فروردین درباره‌ی شرایط پالایشگاه دوم و تاثیرات منفی آن بر گستره گفت: ‌«بی‌گمان محور تخت جمشید- شیراز که یکی از محورهای مهم گردشگری است برای ساخت پالایشگاه دچار آلودگی می‌شود و پس از آن باید به انتظار کاهش گردشگر در این منطقه باشیم
 به گفته‌ی او، افزون‌بر آن، پارک ملی «بمو» که چندی‌است از برای داشتن گوناگونی زیستی بی‌همتایش، موضوع ثبت آن در میان ذخیره‌گاه‌های زیستکره‌ی یونسکو مطرح بوده است، آسیب خواهد دید

  نقض مصوبه هیات وزیران در ممنوعیت ساخت صنایع آلاینده
 
هیات وزیران در اسفندماه سال 90 مصوبه‌ای داشت که برپایه‌ی آن ساخت هرگونه صنایع آلاینده در 30 کیلومتری شیراز ممنوع است. این درحالی است كه سازمان حفاظت محیط‌زیست پروانه‌ی ساخت پالایشگاه دوم شیراز را صادر کرده، پالایشگاهی که در 20 کیلومتری شیراز است
  پالایشگاه دوم شیراز قرار است در شهرستان زرقان ساخته شود. زرقان بنابر شرایط جغرافیایی و بودن پالایشگاه نخست و دیگر صنایع آلاینده از آلودگی شدید هوا رنج می‌برد و روزهای بسیاری در سال با پدیده وارونگی هوا روبه‌روست. با ساخت پالایشگاه دوم شرایط هوا بسیار بدتر می‌شود.  
  این در حالی است که سه گزینه‌ی دیگر از سوی دوستداران محیط زیست در جاهایی که آسیب کمتری به دنبال خواهند داشت،‌ پیشنهاد شده و شورای شهر زرقان نیز با این ساخت، کاملا مخالف است.
 
  آسیب به پارک ملی بمو
 
جدا از پیامدهای ساخت پالایشگاه بر محیط‌زیست انسانی، پارک ملی بمو  نیز آسیب خواهد دید. «علی اکبر کاظمینی» بر این باور است كه اگر لوله‌های نفتی در دو بخش خاور(:شرق) و باختر(:غرب) پارک ملی به هم متصل شوند،‌ باید فاتحه‌ی این پارک ملی را خواند.
  لوله‌های نفت در حالی از پارک بمو می‌گذرند که در سال‌های گذشته چندین محیط‌بان برای حنگهبانی از محیط‌زیست این پارک ملی کشته شده‌اند. پارک ملی بمو 36 هزار هکتار گستردگی دارد و زیستگاه پلنگ ایرانی،‌ آهو، قوچ و میش شیرازی است.
 
  خط لوله‌ نفتی پشت فنس‌های پارک ملی
خط لوله نفتی پشت فنس‌های بخش خاوری(:شرقی) پارک ملی متوقف مانده‌است. این خط لوله، در باختر از پالایشگاه نخست، آغاز و از کنار شهر زرقان وارد تنگه آببز می‌شود. این خط لوله با ویرانی باغ‌های زرقان در تنگه آببز، به پشت فنس باختری پارک، به کنار چشمه‌ی آببز می‌رسد. این چشمه در بدترین زمان سال آب دارد و آب حیات‌وحش از آن است.
 به گفته‌ی کاظمینی، اگر پروانه ورود به پارک گرفته شود باید از پارک ملی بمو خداحافظی کرد.     
 
  انتقاد از انفعال اداره کل محیط‌زیست استان فارس
 
سازمان حفاظت محیط‌زیست نشان داده که در ماه‌های پایانی دولت دهم بیش از نگاه حفاظتی، به نگاه تجارتی توجه دارد. كاركرد این سازمان جدا از ساخت پالایشگاه و تاثیر بر پارک ملی بمو، در پارک ملی گلستان و بخش‌های دیگری از مناطق حفاظت شده به سادگی دیده می‌شود. در این میان اداره‌ی کل محیط‌زیست استان فارس نیز موضع‌گیری درخوری در زمینه ساخت پالایشگاه دوم و مخالفت با گذر خط لوله از پارک ملی بمو نداشته است
  کاظمینی گفت:‌ «در حالی که مدیران پیشین اداره‌ی کل محیط‌زیست فارس در برابر ساخت پالایشگاه دوم ایستادند، مدیریت كنونی، شیوه‌ی عافیت‌طلبانه‌ای در برابر سازمان محیط‌زیست پیش گرفته که این موضوع جلوگیری از ساخت پالایشگاه را پیچیده‌تر می‌کند
 مجوز ساخت پالایشگاه دوم از پاییز سال گذشته داده شده،‌ زمانی که «محمدجواد محمدی زاده»، فرنشین(:رییس) سازمان حفاظت محیط زیست، سفری به شیراز داشت. اما در سال گذشته دیوان محاسبات کشور از سازمان حفاظت محیط زیست درباره‌ی این پالایشگاه، گزارش خواست. هم‌اكنون نیز خواسته‌ی کارشناسان و دوستداران محیط زیست آن است که سازمان بازرسی کل کشور و فراکسیون محیط‌زیست مجلس شورای اسلامی در این‌باره‌ پیگیری کنند و در برابر ورود خطوط لوله به این پارک ملی مقاومت کنند.






ارسال توسط سورنا


بنام خدا


 

عکس تزیینی است  واژه‌ی «سندباد» که به گونه‌ی «سنباد» هم نوشته می‌شود. در زبانِ پهلوی به معنی نیروی اندیشه است. «سندباد» همچنین به معنی بادی است که از سوی رود سند بوزد. واژه‌ی مجوس از سوی تازیان به افرادی گفته می‌شود که پیروی دین‌های ایرانی پیش از اسلام بودند. گمان می‌رود «سندباد» از پیروان مزدک بوده است. «سندباد مجوس» پس از کشته شدن ابومسلم خراسانی در نیشابور و ری به خونخواهی ابومسلم دربرابر خلیفه عباسی منصور به‌پا خواست.

 پس از سرگونی دستگاه خلافت امویه به‌دست ابومسلم و برقراری خلافت عباسیان در بغداد نفوذ و قدرت ابومسلم در خراسان، هراس دومین خلیفه عباسی یعنی منصور را درپی داشت و به دستور خلیفه، او را در بغداد کشتند. سپس شورش‌هایی در خراسان رخ داد که نخستین آنها، به‌پا خواستن سندباد در سال ۱۳۸ هجری مهی(۷۵۵ میلادی) بود.

 جنبش او به تشکیل یک سازمان دینی مخفی بر ضد فرمانروایی عباسیان به نام «مسلمیه» شد که سال‌ها به پرورش احساسات ضدعباسیان می‌پرداخت. «سندباد» با حرکت از نیشابور، شهرهای قومس، ری و قم را گرفت و گروهی از مزدکیان و زرتشتیان طبرستان گردِ او آمدند.

 سندباد در شهر ری موفق به اعدام فرمانروای آنجا شد. او با پادشاه طبرستان به‌نام «اسپهبد خورشید» رابطه‌ی دوستانه‌ای برقرار کرد و از این‌رو از نیشابور تا طبرستان را دربرابر فرمانروایی عباسیان شوراند. با پیوستن گروهی از ملی گرایان ایرانی به او شمار پیروانش به ۱۰۰ هزار نفر رسید. نهضت او ۷۰ روز به‌درازا کشید و در این مدت او و سپاهیانش پیشروی بسیاری کردند. سرانجام یکی از سرداران منصور به‌نام «جوهر بن مراد» او را در نزدیکی همدان شکست داد و نزدیک به ۶۰ هزار نفر از پیروان او کشته شدند. سپس سندباد از «اسپهبد خورشید» پناه خواست و به طبرستان رفت.

 «طوس» پسرعموی« اسپهبد خورشید» که از سوی او با اسب و پیشکش‌‌های گوناگون به پیشواز او رفته بود، بعدها به‌دلیل بی‌احترامی‌هایی که در رفتار سندباد احساس می‌کرد، او را کشت. به این گونه نهضت «سندباد» شکست خورد.

 سرچشمه‌ها:

۱- نراقی، حسن. چکیده تاریخ ایران از کوچ آریایی‌ها تا پایان سلسله پهلوی

۲- تارنمای ویکی پدیا






ارسال توسط سورنا


بنام خدا


پس از آن‌که «یزدگر سوم» در جنگ نهاوند از تازیان شکست خورد، او برای کمک گرفتن و گردآوری سپاه نو به‌سوی خراسان و خاور ایران رهسپار شد. یکی از شاهزادگان ساسانی به‌نام «باو» فرزند «کیوس» که سردار شجاعی بود از یزدگرد اجازه خواست که برای نیایش به آتشکده‌ای که پدرش ساخته بود برود و سپس به او بپیوندد. «باو» در آتشکده مشغول نیایش بود که به او خبر می‌دهند که یزدگرد، در شهرِ مرو به فرمان «ماهوی سوری» فرماندار آنجا و به‌دست آسیابانی کشته شده است. «باو» با شنیدن این خبر بسیار اندوهگین شد.

 در این هنگام، تازیان در بخش جنوبی مازندران نفوذ پیدا کردند و در بخش شمالی آن نیز به‌دلیل نبودن فرماندهی شایسته و مناسب هرج‌ومرج روی داده بود. مردم مازندران برای نگاهبانی و نگاهداری سرزمین خود از دشمنان، نمایندگانی را به نزد «باو» فرستادند و از او درخواست کردند که سرزمین آنها را اداره کند. «باو» پس از گرفتن پیمان از مردم به آنجا رفت، تازیان را از آنجا بیرون راند و نزدیک ۱۵سال فرمانروایی کرد تا این‌که به‌دست شخصی به‌نام بلاش(ولاش) کشته شد. او دودمان «باوند»ی را تشکیل داد. مدت پادشاهی اسپهبدان باوندی در کوهستان(کهستان)بالا از سال ۴۵ تا ۴۶۶ هجری مهی برابر است با ۴۲۱ سال و در این مدت مردم کوهستان پیرو دین زرتشتی و در راه و روش نیز، پیرو نیاکان باستانی خود در روزگار ساسانی بوده و در دین، آداب و رسوم ایشان در مدت ۵ سده هیچ خدشه‌ای روی نداده است.

 پس از اسپهبد «غازن دوم باوند» که واپسین فرمانروا از خاندان باوندی در کوهستان «فریم» یا «پریم»(واقع در هزار جریب دودانگه کنونی در جنوب شهر ساری) است. چیره‌شدن دسته‌ی دوم از شاهان باوندی آغاز می‌شود که از «پریم» به شهر ساری منتقل شده‌اند.

 دوران پادشاهی این دسته از ۴۶۶ هجری مهی از اسپبد«شهریار»(پسر غازن دوم) آغاز و در سال ۶۰۶ هجری مهی با کشته شدن اسپهبد «رستم شاه غازی» نامور به «شمس الملوک» پایان می‌یابد و پایتخت این دسته در مدت ۱۴۰ سال شهر ساری بوده است.

 دسته سوم از شاهان باوندی که «کین خواریه» نامیده می‌شوند، از سال ۶۳۵ هجری مهی از اسپهبد «اردشیر» نامور به «حسام‌الدوله» آغاز و در سال ۷۵۰ هجری مهی با کشته شدن اسپهبد «حسن فخرالدوله» در آمل پایان می‌یابد و دیگر کسی از این خاندان به پادشاهی برنخواست و شهرستان‌هایی که از آغاز دسته دوم باوندیان یعنی سال ۴۶۶ هجری مهی تا پایان سال ۷۵۰ هجری مهی در تصرف ایشان بود و همه‌ی مازندران به‌جز «رویان» و در بیشتر مواقع دماوند- کلومن(سمنان، دامغان و بسطام) ، گرگان و بخشی از استان ری می‌باشد.

کاسه سیمین

 پس از برچیده‌شدن خاندان باوندی «کین‌خواریه» در سال ۷۵۰ هجری مهی همه‌ی سرزمین مازندران سوای «رویان جنوبی» که شامل دیلمان، طالقان و رودبار بود به‌دست فرمانروایان اسلامی افتاد. ولی باز هم اسپهبدان «پادوسبانی» در رویان جنوبی، به فرمانروایی خود ادامه می‌دادند تا سال ۱۰۰۶ هجری مهی که به‌دست شاه عباس صفوی از بین رفتند. دودمان«پادوسبانیان» پس از سلسله آفتاب در ژاپن طولانی‌ترین مدت فرمانروایی در جهان را داشتند. چون فرمانروایی آنان از سال ۵۴۰ هجری مهی آغاز و تا سال ۱۰۰۶ هجری مهی ادامه داشت. با فروپاشی واپسین دودمان فرمانروایان زرتشتی در مازندران، زرتشتیان آن سامان نیز کم‌ و کمتر شدند به‌گونه‌ای که امروزه دیگر اثری از آنها در این جاها دیده نمی‌شود.

 یاری‌نامه:

- آذرگشسب، موبد اردشیر، مراسم مذهبی و آداب زرتشتیان.

نویسنده‌ی کتاب «مراسم مذهبی و آداب زرتشتیان» روانشاد «موبد اردشیر آذرگشسب» برای نوشتن بخش «تاریخ اسپهبدان تبرستان»، از دو کتاب به‌نام‌های «تاریخ تبرستان» نوشته‌ی «بهالدین محمد ابن حسن ابن اسفندیار» که در سال ۶۱۳ هجری مهی(:قمری) نوشته شده است و همچنین کتاب «تاریخ تبرستان پس از اسلام» نوشته «اردشیر برزگر» بهره برده است. نوشتار بالا، کوتاه نوشته‌ای از کتاب دوم است.





ارسال توسط سورنا


بنام خدا


٢٠شهريورماه برابر با سالروز ثبت سرو هرزويل
  سرويی به بلندای تاريخ



  نگار پاكدل :

 در دل روستای هرزویل در نزدیكی منجیل، سروی از دیار كهن برجای مانده است. سروی كه به شوند بلندای خیره كننده‌اش و شمار سال‌هایی كه با تمام سختی‌ها زیسته و هنوز استوار مانده بسیار مورد توجه است. سرو کهنسال هرزویل، با بلندای 600 متری از سطح دریا كه در 20 شهریور سال 1366 به شماره‌ی ١١٣ از سوی شورای عالی محیط‌زیست به‌ عنوان یک اثر طبیعی ملی ثبت شد.
بلندای این سرو 30 متر است و پهنای تنه‌ی آن ٤متر، آن‌چنان كه در روایات گوناگون آمده دیرینگی آن به هزار تا سه هزارسال می‌رسد. ناصرخسرو قبادیانى نیز در سفرنامه‌ی خود از این درخت زیبا و کهنسال یاد كرده است.
در فرهنگ ایران باستان سرو نشان اهورا مزدا و زندگی پس از مرگ است. دکتر ابریشمی در مقاله‌ی سرو در فرهنگ ایرانی می‌نویسد: «در باور پیروان آیین مهر، سرو درختی است که ویژه‌‌ی خورشید و زایش مهر است. درختی که همیشه سبز است، از این روی سرو نماد مهر تابان و زندگی‌بخش و نشانه‌س نامیرایی و آزادگی و پایداری در برابر نیروهای مرگ‌آور بوده است.»
در چشمه‌های(:منابع) کهن ایرانی، به عمر دراز سرو، جاودانگی و آزادگی آن اشاره شده است. در ادبیات فارسی نیز سرو نماد آزادی و آزادگی به شمار آمده است.
«برهان قاطع» درباره‌ی شایستگی سرو آورده: «هر درختی را کمال و زوالی هست، چنان که گاهی پربرگ و تازه است و گاهی پژمرده و بی‌برگ، سرو را هیچ‌یک از اینها نیست. همه وقت سبز و تازه است.»
«فرهاد‌میرزا‌معتمدالدوله»‌ كه از درخت سرو تناوری، با دور تنه‌ی 25/4 ذرع، در نزدیک استخر سخن گفته در سال 1292ق، با دیدن سرو قریه‌ی هرزه‌ویل در نیم فرسنگی قریه‌ی منجیل می‌گوید: «سرو قریه‌ی فنا در شیراز از این بلندتر و بزرگتر است، ولی او پریشان و افشان است، مانند این شاداب و سبز نیست، و این شادابی از رطوبت هواست.»

  یاری‌نامه‌ها:
 
رودبارنیوز
 
مقاله‌ای از تورج رهبر گنجه، باستان شناس






تاريخ : سه شنبه 28 شهريور 1391برچسب:سرو هرزویل,,
ارسال توسط سورنا


بنام خدا



پیدا شدن ١٢٥ اثر و گستره‌ی تاریخی در دشت پاسارگاد

 



 خبرنگار امرداد - آفتاب یزدانی :

125  یادمان و گستره‌ی تاریخی- فرهنگی در كاوش‌های باستان‌شناسان در منطقه‌ی «پاسارگاد» پیدا شد. به گزارش روابط عمومی پارسه- پاسارگاد این یافته‌ها در كاوش‌های دشت «سر‌پنیران» در جنوب خاوری(:شرقی) دشت پاسارگاد به‌دست آمده است.
دشت سرپنیران با آب و هوایی معتدل، در میان رشته‌كوه‌هایی دیوار‌مانند جای گرفته است. به گفته‌ی یكی از كارشناسان باستان‌شناسی بررسی دشت سرپنیران به‌گونه‌ی پیمایشی انجام شده و در میان یافته‌های به‌دست‌آمده، یادمان‌‌هایی از دوران میان‌سنگی، نوسنگی، پیش از تاریخ‌(‌روستا‌نشینی) تاریخی و اسلامی وجود دارد. دیرینگی یادمان‌های شناسایی‌شده، یك فرآیند زمانی از 12000 سال پیش تا‌كنون را در بر می‌گیرد.
ابزار‌هایی سنگی از دوره میان‌سنگی، شناسایی چند غار، یادمان‌هایی از دوران نوسنگی، چندین یادمان تاریخی از روزگار هخامنشی، فرا‌هخامنشی، ساسانی و روزگار اسلامی‌، از ارزشمندترین یافته‌های این كاوش باستان‌شناسی است.

 
پناه گاههای صخره ای سياه چوقی و مبارک آباد

گورستان دوره اسلامی





ارسال توسط سورنا


بنام خدا


 بوی تعفن از بهرام گور هم بلند شد

 

 ●

منطقه‌ی گردشگری‌ای که گردشگر می‌پَراند

 



 خبرنگار امرداد - میترا دهموبد :

 تالاب بهرام گور، حالی خوش‌تر از کاخش، ندارد. زباله‌های آوارشده بر سرش، آنچنان بوی بدی به راه انداخته‌اند که تاب هر گردشگر و بازدیدکننده‌ای را در دم، تاق می‌کند؛ بگذریم از چهره‌اش و از بر و رویش. گیرایی‌های این تالاب را این روزها تنها باید در کتاب‌ها جُست و وصفش را که تنها در کتاب‌ها باید خواند.
به گفته‌ی سیاوش آریا از فعالان میراث فرهنگی و طبیعی، این تالاب که بخشی از گستره‌ی گردشگری آسپاس در استان فارس است، نه تنها گردشگری به خود جذب نمی‌کند که با آن‌همه زباله و با آن‌همه بوی ناخوشایند، مایه‌ی فراری شدن گردشگران شده‌است.
سیاوش آریا گفت: «این درحالی است که به گزارش روابط عمومی سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان فارس، دهستان آسپاس به همراه تالاب بهرام گور یکی از گیرایی‌هایی است که در راستای مصوبات سفر ریاست جمهوری و هیات دولت در تیرماه ١٣٨٨ قرار بود یکی از گستره‌های نمونه‌ی گردشگری استان فارس باشد.»
با این همه، تالاب بهرام گور پس از گذشت چندسال، منطقه‌ی نمونه‌ی گردشگری که نشد بماند، زباله‌دانی  هم شد.
 دهستان آسپاس در بخش سده‌ی شهرستان اقلید استان فارس و در ١٧٠کیلومتری شمال خاوری(:شرقی) شیراز است.
بی‌گمان که آسپاس با تالاب بهرام گور در دلش، به راستی که می‌تواند جایی امن و آرام برای گردشگران باشد نه برای زباله‌ها. و باز هم جایی برای گل‌های سوسن و پرندگان و جانورانی که روزی روزگاری نه چندان دور با بهرام گور می‌زیستند.  

 

تالابی كه روزی روزگاری تالاب بهرام گور نام داشت و اين روزها، هيچ همانندی به آن تالاب ندارد.


از بوی بدی كه اين روزها از تالاب بلند است، گردشگر كه سهل است، پرندگان هم فراری شده‌اند.

این‌ها همه‌ی نتیجه‌ی بی‌توجهی‌های من و شماست. شاید اگر هرگاه كه خواستیم زباله‌ای را در كوچه و خیابان و در در و دشت، رها كنیم، به منظره‌ای كه برای شهرمان، برای طبیعتمان می‌سازیم بیندیشیم، بهرامِ گور، بو نمی‌گرفت.



فرتورها از سياوش آريا است.




تاريخ : سه شنبه 28 شهريور 1391برچسب:تالاب بهرام گور,تعفن,بوی تعفن,,
ارسال توسط سورنا



ادامه مطلب...

تاريخ : یک شنبه 26 شهريور 1391برچسب:ارگ راین,راین,,
ارسال توسط سورنا

بنام خدا


 

 «شاپور» و «آناهیتا»، هدف گلوله‌ها و پتک‌ها

 


 پس از بهرام و گرزش، نوبت به شاپور رسید

 خبرنگار امرداد - آفتاب یزدانی :

 نقش قندیل، نقش‌برجسته‌ای است در روستای قندیل که پیشکش گل از سوی «شاپور اول ساسانی» را به «آذر آناهیتا»، نشان می‌‌دهد. به گفته‌ی برخی منابع محلی،بخش‌هایی از این نقش‌برجسته با شلیک گلوله یا خوردن چیزی سخت مانند پتک، ویران شده است. پس از آسیب به  گرزِ بهرام در تنگ‌چوگان، گویا این‌بار نوبت به شاپور و آناهیتا رسیده‌است. به گزارش تابناک، در این آسیب‌رسانی، بخش هایی از سنگ دیواره‌ی سمت راست، بخش‌هایی از خود اثر و پایین نقش‌برجسته ویران شده است.

  «محسن عباسپور»، فعال میراث فرهنگی و هموند سازمان غیردولتی «هم اندیشان جوان» در شهرستان کازرون در این‌باره گفت: «در برابر نقش قندیل، سنگی بود که شخص یا اشخاصی، گویا با شلیک گلوله یا با وسیله‌ای پتک‌مانند، آسیب‌هایی به آن رسانده‌اند اما اصلی‌ترین آسیب جدا کردن بخشی از سنگ دیواره‌ای است که نقش قندیل روی آن کنده شده به گونه‌ای که در فاصله حدودا 40سانتی متری از بازوی بانویی که در این نقش فضایی 50 در 30 سانتی متر به‌گونه‌ی عمدی کنده شده است.» 
  به گفته‌ی عباسپور گمانه‌ی دیگری که می‌توان برای آسیب به این یادمان می‌‌توان پنداشت، دشمنی‌های شخصی  با کارکنان میراث یا نگهبان این یادمان تاریخی در روستای قندیل است، البته این گمان نیاز به بررسی‌های بیشتر دستگاه‌های قضایی در‌این‌باره دارد.»

  عباسپور در دنباله با اشاره به نیازی که برای افزایش نگهداری‌ها از این گونه یادمان‌ها در شهرستان کازرون به چشم می‌آید، گفت: «در پیگیری‌هایی که پس از ویرانی «نقش بهرام» در «تنگ چوگان» برای افزایش ضریب امنیت نقوش‌برجسته‌ی این تنگه باستانی دنبال شد، بارها گفتیم که باید برای سه نقش‌برجسته‌ی دیگر کازرون که در جاهایی هستند که دسترسی کمی به آن‌ها هست و فاقد هرگونه ضریب امنیتی هستند نیز کارهای امنیتی  انجام شود اما شوربختانه این هشدارها جدی گرفته نشد تا این‌که امروز ناچاریم این آسیب‌ها و ویرانی‌ها را ببینیم.»

 به باور وی افزون‌بر نقش قندیل، نقش برجسته «سرمشهد» و نقش «پریشو» نیز از دیگر نگارکندهایی هستند که با خطر ویرانی‌های این‌گونه‌ای روبه‌رویند.

 آسیب‌رسانی به نقش قندیل در حالی انجام می‌شود که به گفته‌ی منابع محلی، اهالی روستای قندیل حساسیت بالایی نسبت به این اثر تاریخی دارند. به گونه‌ای که بودن افراد ناشناس در نزدیکی این نقش را به شتاب پیگیری و گزارش می کنند.
  آسیب‌رسانی و ویرانی یادمان‌های تاریخی در سال‌های کنونی، همیشه بخشی از اصلی‌ترین خبرهای بخش میراث تاریخی کشور بوده است، با این حال بخش بزرگی از این ویرانی‌‌ها به شوندهایی(:دلایلی) سودجویانه برای یافتن آثار تاریخی و فروش آن‌ها در بازارهای غیرقانونی انجام می‌گرفت. با این حال روند تازه‌ی ویرانی‌ها نشان می‌دهد شوند این آسیب‌رسانی‌ها، چیزی جز سودجویی بوده‌است.






تاريخ : چهار شنبه 15 شهريور 1391برچسب:آذر آناهیتا,پتک,نقش برجسته,قندیل,روستای قندیل,,
ارسال توسط سورنا

بنام خدا

 

مجسمه ۴۸ ساله در میدان سربند تهران از کیست؟


امیر شاه قدمی

سرهنگ ۸۱ ساله ای که کوهنورد، چترباز، مربی ممتاز اسکی از فدراسیون ایران و فرانسه، مربیگری کایت.

مردی که مجسمه اش ۴۸ سال است در میدان سربند تهران نصب شده است.

و علاوه بر فتح قله های مختلف، به دلیل همکاری در عملیات مربوطه به نجات یک فروند هواپیمای آمریکایی سقوط کرده در قله زردکوه بختیاری به ارتفاع ۳۸۷۰ متر در سرمای ۳۰ درجه زیر صفر در سال ۱۳۴۰ که موفق به نجات افراد آن گشته از طرف رییس جمهور وقت آمریکا (کندی) مدال لیاقت نیز دریافت کرده است.

 

 
 


از زمان ساخت مجسمه تا به امروز بیش از نیم قرن گذشته ُ آیا آنگونه زیستیم که پس از ۵۰ سال ُ از ما نیز به نیکی یاد کنند؟

برای تمامی پیش کسوتان عرصه ورزش و بویژه کوهنوردان عزیز آرزوی سلامت و تندرستی دارم.

تاریخچه تندیس کوهنورد را در ادامه مطلب ملاحظه فرمایید.

در سال۱۳۳۷، پیشنهاد حسن وجدان‌خوش‌، از کوه‌نوردان با پیشینه کشور، برای نصب یک مجسمه کوه‌نوردی‌مورد تأیید سایر کوه‌نوردان قرار گرفت.

او پیشنهاد خود را نزد رئیس فدراسیون کوه نوردی، سرهنگ بیات، برد.

این پیشنهاد تایید شد و مهام‌، شهردار وقت تهران‌، هزینة ساخت آن را قبول کرد. سرهنگ بیات که رئیس مرکز آموزش کوهستانی ارتش نیز بود، امیر شاه قدمی‌، گروهبان ارتش و مربی کوه‌نوردی مرکز آموزش کوهستانی و مربی اسکی کشور را به عنوان مدل به استاد رضا لعل ریاحی، استاد دانشکده هنرهای زیبا، مجسمه‌ساز و سرهنگ ارتش؛ معرفی کرد و شهرداری مبلغ ۱۰۰۰۰ تومان هزینة ساخت مجسمه را پرداخت.
 

 
 

درسال ۱۳۳۸، مدل گچی آن آماده و در میدان سربند نصب و طی مراسمی از آن پرده‌برداری شد. متأسفانه در زمستان همان سال‌، به علت بارندگی و یخ‌زدگی‌، دست و قسمتی از بدنة مجسمه خرد شد. این قسمت مدت‌ها با پرچم ایران پوشانده شده بود.

درسال ۱۳۴۱، با پی‌گیری استاد رفعتی افشار، رئیس وقت فدراسیون‌، مجسمه سیمانی آماده شد و خلیل میلانی و عبدالحسین امین از طرف فدراسیون مأمور نصب آن شدند. این مجسمه هنوز پا برجا است.

در آبان‌ماه سال۱۳۵۰، بنا به پیشنهاد فدراسیون کوه‌نوردی ایران و موافقت انجمن شهر و شهرداری تهران‌، نام میدان سربند به تغییر یافت.

مجسمه کوه‌نورد با ارتفاع حدود سه متر، نماد کوه‌نوردان شناخته می‌شود.





تاريخ : چهار شنبه 15 شهريور 1391برچسب:خلیل میلانی,کوه نورد,مدل گچی,چترباز,کایت,,
ارسال توسط سورنا

بنام خدا

 

خانه منسوب به وحشی بافقی خانه‌ای است از مصالح خشت و گل که در جنب مسجد جامع شهر بافق قرار دارد و با هفت اتاق به صورت چهار فصل بنا شده است.

 

خانه وحشی بافقی





تاريخ : چهار شنبه 8 شهريور 1391برچسب:خانه وحشی بافقی,وحشی بافقی,بافق,بافقی,,
ارسال توسط سورنا

بنام خدا


 برگزاری هفتمین جشنواره آش در زنجان
جشنواره‌ای به خوشمزگی آش‌های ايرانی



  خبرنگار امرداد - آفتاب یزدانی :

 هفتمین جشنواره‌ی ملی آش ایرانی دو روز دیگر یعنی ٨ شهریورماه، در استان زنجان، آغاز می‌شود. در این دوره از جشنواره ١٧ استان با آش‌ها و دیگر خوراک‌های سنتی و محلی خود باشنده هستند.
 
این جشنواره را همچون سال‌های گذشته اداره‌کل میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری استان زنجان با باشندگی دوستداران پخت آش‌های محلی برگزار خواهد کرد.
  جشنواره ملی آش ایرانی از ٨ شهریور آغاز شده و تا ١١ شهریورماه در مجموعه‌ی تفریحی «ایل داغی» استان زنجان ادامه خواهد داشت.
هم‌زمان با برگزاری جشنواره و نمایش هنرهای ایرانی در پخت گونه‌‌های گوناگون خوراکی به ویژه انواع آش، برنامه‌های فرهنگی همچون موسیقی سنتی، مسابقه، نمایش و رقص محلی نیز اجرا می‌شود.
  این جشنواره در بخش پخت انواع آش‌های محلی و انواع خوراک‌های محلی، در بخش فروش و در بخش مسابقه‌ی پخت انواع آش‌ها و خوراک‌های ایرانی برگزار می‌شود.
  برگزاری چنین جشنواره‌هایی گزینه‌‌ای درخور برای جذب گردشگر است. جشنواره‌‌هایی همچون جشنواره‌ی گلاب‌گیری، جشنواره‌ی انگورچینی در تاکستان یا انارچینی در یزد از این دست جشنواره‌‌ها هستند که در رونق گردشگری داخل‌کشوری، سهم بسزایی دارند.
جشنواره‌ی ملی آش ایرانی با شعار «غذای ایرانی، خوراک جهانی» از سال ١٣٨٤ آغاز به کار کرده است.
  ارائه الگوهای درست خوراکی، شناساندن خوراک‌های ایرانی، شناسایی کارکردهای خوراک‌های ایرانی به‌ویژه انواع آش‌های ایرانی، شناساندن گیرایی‌های گردشگری استان و معرفی سوغات محلی استان‌های شرکت‌کننده
  از آرمان‌های(:اهداف) برگزاری این جشنواره‌ی خوشمزه، جشنواره‌ای به خوشمزگی آش‌های ایرانی است.






تاريخ : دو شنبه 6 شهريور 1391برچسب:جشنواره آش,,
ارسال توسط سورنا

بنام خدا

 

حمام دوره قاجاریه اردبیل در حال تخریب

 
 
 

 خبرگزاری مهر:  گرمابه (حمام) ملاهادی یا حاج محسن در کوچه ملاهادی اردبیل واقع شده است و متعلق به دوره قاجاریه می باشد. متاسفانه این روزها شاهد مرگ این حمام تاریخی و تخریب آن و تجمع معتادان و اراذل و اوباش در آن هستیم.





























تاريخ : دو شنبه 6 شهريور 1391برچسب:گرمابه,حمام ملاهادی,ملا,ملا هادی,هادی,,
ارسال توسط سورنا

بنام خدا



شهر باستانی و زيبای حريره ثبت ملی شد



  نگار پاكدل :

 در شمال جزیره‌ی کیش، آثاری دیده می‌شود که یادگاری از شهر باستانی، حریره است. دوران طلایی شهر حریره‌ی کیش از سال 367 تا 912مهی(:هجری قمری) بوده است. گستردگی این شهر باستانی 120 هکتار است. براساس نتایج کاوش‌های باستان‌شناسی انجام شده، محوطه‌ی باستانی حریره، از مجموعه‌ی ساحلی و خانه‌ی اعیانی، حمام، مسجد و قنات‌های کهن تشکیل شده است و این بخش در نخستین روز شهریور سال ١٣٧٦ به شماره‌ی 1886 در سیاهه‌ی آثار ملی به ثبت رسید.

 آن‌چه از شهر حریره برجای مانده‌است در راستای ساختمان‌های بندرگاه دیده می‌شود. گستره‌ی پستی و بلندی‌ها و خرابه‌های شهر کهن حریره، نزدیک به ۱۲۰ هکتار گستردگی دارد و روزگاری شهری بزرگ و آباد در منطقه بوده است.
  بندر شهر تاریخی حریره، یک شهر یک پارچه و متمرکز با معماری برون‌گرا بوده و از معماری دفاعی و درون‌گرای دیگر شهرهای تاریخی ایران در آن نشانی نیست. انتخاب این بخش از جزیره برای ایجاد شهر حریره طبیعی‌ترین و معقول‌ترین انتخاب بوده چرا که ساحل صخره‌ای آن از سطح دریا نزدیک به ده متر بلندتر است. وجود سه خلیج و دماغه که نقش بندرگاه طبیعی را دارد، همچنین دریای آرام‌تری از دیگر کرانه‌ها و ساحل‌های جزیره، خود شوند شکل‌گیری شهر در ساحل شمالی شده است.
  خانه‌ی اعیانی یادآور خانه‌های چند خانوار در روزگار کهن است که درون فلات ایران و در شهرهایی چون یزد، اصفهان و کاشان است و یکی از نمونه‌های کهن مسکن جمعی در کناره‌ی خلیج فارس به شمار می‌آید. افزون‌بر گستردگی خانه و فضاهای گوناگون آن، کاشی‌های ستاره‌ای شکلی در این خانه به دست آمده است. این کاشی‌ها همانند کاشی‌هایی است که زینت بخش بناهای مهم ایلخانی ایران مانند تخت‌سلیمان و سلطانیه است. گمان آن می‌رود که این ساختمان برای یکی از ثروتمندان کیش بوده است.
  بخش کارگاهی و صنعتی این مجموعه درست در کنار دریا ساخته شده و دارای معماری و فضاهای ناشناخته‌ای است. مجموعه کانال‌های افقی و زیرزمینی و چاه‌های گوناگون در گوشه و کنار، مجموعه‌ی بسیار جالب و نادری را تشکیل می‌دهد که هنوز کارکرد آن‌ها روشن نیست، اما گمان می‌رود که با کارهای صیادی از جمله صید ماهی، مروارید و مرجان در ارتباط مستقیم باشد و برای دسترسی آسان‌تر به دریا ساخته شده است. شاید هم بتوان گمان برد که این راهروها و کانال‌ها راه‌هایی مخفی بوده که هنگام هجوم و حمله‌ی اهالی شهری  از آن‌ها استفاده می‌کردند.
  مجموعه‌ی حمام
۵۰۰ مترمربع گستردگی دارد. این حمام دو خزینه‌ی کوچک و بزرگ دارد. باستان‌شناسان بر این باورند که این حمام را می‌توان از کهن‌ترین حمام‌های ایرانی دانست که در کاوش‌های باستان‌شناسی کشف و شناخته شده است.

  یاری‌نامه: خبرگزاری میراث فرهنگی






ارسال توسط سورنا

بنام خدا

 

عضویت در گروه اینترنتی منصور قیامت





تاريخ : شنبه 4 شهريور 1391برچسب:رستوران باغ بهشت,دربند تهران ,,
ارسال توسط سورنا

بنام خدا



  شاهنامه و داستان پديدآمدن شطرنج
●     آيا شطرنج يک بازی ايرانی است؟



  شهداد حيدری :

 فردوسی در شاهنامه، هندی‌ها را پدیدآورنده‌ی بازی شطرنج می‌داند و چنین می‌گوید که در زمان خسرو انوشیروان ساسانی، فرستاده‌ی شاه هند بازی شطرنج را به ایران آورد و از دانایان ایرانی خواست که راز این بازی را بگشایند.  سرانجام‏، بزرگمهر، وزیر خردمند انوشیروان، به راز شطرنج پی بُرد و آن را به‌درستی بازی کرد.اما شگفت است که این داستان شاهنامه، با همه‌ی گیرایی و کشش‌های داستانی که دارد، افسانه‌ای است و ایرانیان بسیار پیشتر از روزگار خسرو انوشیروان شطرنج را می‌شناختند و چه بسا خود پدیدآورنده‌ی این بازی بوده‌اند.

٣٠٠ سال پیش از انوشیروان هم شطرنج را می‌شناختیم

 کهن‌ترین سندی که در آن از واژه‌ی شطرنج سخن رفته است، «کارنامه‌ی اردشیر بابکان» نام دارد. این کتاب در سال ٦٠٠ میلادی به زبان پهلوی نوشته شده است. در آن‌جا می‌خوانیم که در زمان اردوان پنجم، واپسین پادشاه اشکانی(٢١٦- ٢٢٦ میلادی)، درباریان ایران شطرنج بازی می‌کردند. اردوان از دانایان دربار خواسته بود که آیین شکار و چوگان و چترنگ(شطرنج) و دیگر هنرها را به اردشیر بیاموزند. بنابراین، دست‌کم ٣٠٠ سال پیش از روزگار انوشیروان ساسانی، ایرانیان شطرنج را می‌شناخته‌اند. از این‌رو، روایت شاهنامه درباره‌ی پدیداری شطرنج و چگونگی آشنایی ایرانیان با آن، نمی‌تواند درست و پذیرفتنی باشد.
  افزون بر «کارنامه‌ی اردشیر بابکان»، ٢ نوشته‌ی دیگر به زبان پهلوی در دست هست که هر دو به شطرنج و بازی نرد پرداخته‌اند و درباره‌ی این دو بازی آگاهی‌های بسیاری به‌دست داده‌اند. نخست کتاب کوچکی است به نام «ماتیکان شترنگ(چیترنگ)» است و دیگری «چارشن شترنگ»(گزارش شطرنج).

 آیا شطرنج را هندی‌ها پدید آوردند؟
 
در بیشتر دانش‌نامه‌ها و کتاب‌ها چنین آمده است که بازی شطرنج ساخته‌ی هندی‌ها است و از سرزمین آن‌ها بود که این بازی به گوشه و کنار جهان راه یافت. اما چنین برداشتی، با اسناد کهن تاریخی هم‌خوانی ندارد. چرا که کهن‌ترین سندی که از پدیداری شطرنج در هند در دست هست، ٣٠٠ سال پس از «کارنامه‌ی اردشیر بابکان» نوشته شده است. پس ایرانیان بسیار پیشتر از هندی‌ها شطرنج را می‌شناختند.
  دیرینه‌ترین نوشته‌های هندی درباره‌ی شطرنج، یکی «حکایت سوباندهو» است که در سالیان نخست سده‌ی ٧ میلادی نوشته شده است؛ و دیگری «داستان بانا» است که نگارش آن به همان سده‌ی ٧ می‌رسد. در «حکایت سوباندهو» تنها به مُهره‌های شطرنج اشاره شده است و در «داستان بانا» از آموزش شطرنج در زمان یکی از پادشاهان بخش شمالی هندوستان سخن رفته است.

 آشنایی ایرانیان با بازی شطرنج، به روایت شاهنامه
 
با همه‌ی این‌ها، داستان فرستادن شطرنج به ایران و رازگشایی آن از سوی بزرگمهر، از دل‌انگیزترین داستان‌های بخش تاریخی شاهنامه به‌شمار می‌رود. در آن‌جا می‌خوانیم که «رای» هند، فرستاده‌ای به دربار خسرو انوشیروان راهی می‌کند و پیشکش‌هایی گرانبها برای شاهنشاه ایران می‌فرستد. همراه پیشکش‌ها، تخته و مُهره‌هایی بود. شاه هند نوشته بود که اگر خردمندان دربار ایران راز این بازی را دریافتند و درست به جای آوردند، ما باج و خراجی که شاه فرموده است به دربار ایران خواهیم فرستاد. اما اگر در برابر دانش ما تاب نیاوردید و در این آزمون شکست خوردید، شما باید به ما باج بپردازید.
  فرستاده‌ی رای هند صفحه‌ی شطرنج و مُهره‌های ٢ رنگ آن را، که سفیدش از عاج و سیاه آن از چوب ساج ساخته شده بود، نزدیک انوشیروان گذاشت. شاه پس از چندی نگریستن به آن، از فرستاده‌ی رای هند درباره‌ی تخته‌ی شطرنج و مُهره‌های آن پرسش‌هایی کرد. سپس یک هفته زمان خواست تا راز این بازی را بگشاید و به او گفت که روز هشتم برای گرفتن پاسخ خود به دربار بیاید.
  انوشیروان آن‌گاه دانایان دربار را فراخواند و تخته‌ی شطرنج را در میان گذاشت و درباره‌ی شیوه‌ی چیدن مُهره‌ها با آن‌‌ها به رایزنی پرداخت. اما هیچ‌کدام نتوانستند راز این بازی را بیابند. سرانجام پس از گذشت چند روز، همه با چهره‌هایی گرفته دربار را ترک کردند.
  هنگامی که بزرگمهر به دربار آمد و شاه را گرفته و تلخ‌کام دید، از او پرسید که چه دشواری پدید آمده است؟ انوشیروان داستان فرستاده‌ی رای هند را به او گفت. بزرگمهر پاسخ داد که راز این بازی را خواهد گشود:
  به کسرا چنین گفت کای پادشاه/ جهاندار و بیدار و فرمانروا
  من این نغز بازی به‌جای آورم/  خرد را بدین رهنمای آورم
  تنها یک روز و یک شب پس از آن، بزرگمهر خردمند به راز بازی شطرنج پی بُرد. سپس از شاه درخواست که فرستاده‌ی رای را نزد خویش بخواند تا راه و رسم بازی را ببیند. بزرگمهر در برابر فرستاده‌ی رای، همه‌ی مُهره‌های شطرنج و جایگاه هریک را بازگفت.    انوشیروان از دانایی و خرد بزرگمهر چنان شادمان شد که جامی پُر از گوهر شاه‌وار و اسبی با زین و برگ به او داد و وزیر دانشمند خود را آفرین‌ها گفت. درحالی‌که فرستاده‌ی شاه هند، سخت شگفت‌زده شده بود:
  غمی شد فرستاده‌ی هند سخت/ بماند اندر آن کار‏ٌٍِ‏ًَ‏
هشیار بخت
  شگفت اندر آن مرد جادو بماند/ دلش را به اندیشه اندر نشاند
  که: «این تخت شطرنج هرگز ندید/ نه از کاردانان هندی شنید،
  چگونه فراز آمدش رای این؟/ به گیتی نگیرد کسی جای این!».
  در نوشته‌های پهلوی نیز داستانی همانند داستان شاهنامه آمده است، با این افزوده که پس از آن‌که بزرگمهر راز شطرنج را گشود، فرستاده‌ی هند ٣ دست با او بازی کرد و در هر ٣ بار بزرگمهر پیروز شد. فرستاده‌ی شاه هند، ناگزیر توانایی و هوش او را ستود. اما در شاهنامه از بازی میان بزرگمهر و فرستاده‌ی هندی سخنی نرفته است.

 شیوه‌ی بازی شطرنج در گذشته
 
این نیز گفتنی است که در گذشته شیوه‌ی حرکت برخی از مُهر‌ه‌ها و جای آن‌ها با شطرنجی که اکنون بازی می‌شود، تفاوت اندکی داشت. در آغاز بازی، شاه سفید در خانه‌ی سفید و وزیر سفید در خانه‌ی سیاه بود. امروز وارون آن بازی می‌شود. در گذشته وزیر، تنها یک خانه می‌توانست حرکت کند. اما امروز هرچند خانه که بخواهد. حرکت مُهره‌ی فیل نیز در گذشته با امروز تفاوت می‌کرد و تنها ٣ خانه می‌توانست پیش برود.


 
یاری‌نامه‌ها:
 
آگاهی‌های تاریخی این جُستار برگرفته از کتاب: «سیر شطرنج ایران در جهان» نوشته‌ی عبدالحسین نوابی(انتشارات شباویز- ١٣٧٨) است. یاری‌نامه‌های دیگر: «آفرین فردوسی» نوشته‌ی دکتر محمد جعفر محجوب(انتشارات مروارید- ١٣٧١)؛ جستار «بررسی تطبیقی روایت شطرنج و نرد در شاهنامه‌ی فردوسی با روایت مشابه در متون پهلوی» نوشته ی لیلا جانی(در کتاب «هزارمین سال سرایش شاهنامه‌ی فردوسی»- دانشگاه آزاد، ١٣٩٠).






ارسال توسط سورنا
ارسال توسط سورنا

امروز 31 امرداد ماه

 

http://marshal-modern.ir/Archive/2011/2/27/16fb83091e01.jpg

از کودک فال فروشی پرسیدم چه میکنی!؟ گفت به آنان که در دیروز خود مانده اند فردا را میفروشم..!!



ادامه مطلب...

تاريخ : سه شنبه 31 مرداد 1391برچسب:فال روز 31 مرداد,غمناک,مشاجره,صور,مجعد,,
ارسال توسط سورنا

بنام خدا

 





تاريخ : دو شنبه 23 مرداد 1391برچسب:سوگ آذربایجان,,
ارسال توسط سورنا

 

 چند هفته‌ی پیش یک گروه باستان‌شناس زیر آب ایرانی و خارجی، پروژه‌ای را در سیراف آغاز کرد تا کاوشی را برای پیدا کردن مرزهای اصلی این شهر انجام دهند. در این کار روشن شد که گستردگی شهر کهنسال سیراف بی‌گمان از سیراف کنونی بیشتر بوده است.



ادامه مطلب...

تاريخ : دو شنبه 23 مرداد 1391برچسب:سیراف,بندر سیراف,خاکزاد,وایت,هوس,وایت هوس,بلوک,,
ارسال توسط سورنا

بنام خدا


 

سرولات


سرولات منطقه ای است در 3 کیلومتری غرب چابکسر و در کنار رودخانه اچارود . سرچشمۀ اچارود در دامنۀ رشته کوه های البرز است . این رودخانه با پیچ و خم هایی از میان کوههای مرتفع و ییلاقی منطقه چابکسر گذشته و از دره بسیار بزرگی عبور کرده و بدون هیچ سد راهی به جلگه می ریزد . وقتی شما در مناطق بالایی سرولات حضور دارید ، آب و هوا حالت جنگلی و کوهستانی دارد و خبری از هوای شرجی دریا نیست ، بلکه نسیمی دائمی و خنک که از سمت کوهای بلند به دریا می وزد را احساس می کنید ، بزرگی دهانۀ درّه به حدی است که در چشم انداز  جنوبی دریا معلوم است .

سرولات

همانطور که در نقشه بالا دیده می شود . نرسیده به چابکسر ( از سمت غرب )  شیخ زاهد محلّه و سرولات قرار دارد . جاده در ابتدا از جلگۀ همواری عبور می کند و سپس حالت کوهستانی به خود می گیرد . در دو طرف جاده خانه ها و ویلاهای زیبایی ساخته شده است . بعد از چند دقیقه به پیچ و خم جاده افزوده می شود . و پس از حدود نیم ساعت رانندگی ، تقریباً به انتهای مسیر ماشین رو می رسید .


در انتهای مسیر به روستای لیمه سرا می رسید و به چند رستوران بر می خورید که غذاهای سنتی شمالی طبخ می کنند . کمتر کسی است که اهل گلگشت در مناطق شمالی ایران باشد و نام رستوران " خاور خانوم " را نشنیده باشد . این رستوران توسط خاور خانم به همراه خواهر زاده اش كه دختر جواني است ،  اداره می شود ، دست پخت خیلی خوبی دارند و تهیه غذا ها به روش سنتی و کاملاً بهداشتی انجام می دهند . این رستوران بیشتر برای مسافرانی که از تهران می آیند و ارگان های دولتی منطقه مورد استفاده قرار می گیرد . در روزهاي تعطيل كه رستوران شلوغ مي شود  از ۱۲ظهر تا ۱۷عصر برای بیش از ۲۰۰نفر غذاهای محلی پخت می کنند . فضاي رستوران ساده و خودمانی است ، خوردن غذاهای شمالی و تماشای جنگل و دریا از ایوان رستوران لذت خاصی دارد .

تلفن آقای جوربنیان که در سرولات ویلا و سوئیت اجاره می دهد : 09112417137 - 01426420234
تلفن رستوران خاور خانوم : 0912444934





ارسال توسط سورنا

بنام خدا


زیباترین چشمه بدون آب جهان در ایران !

این گل‌فشان ها در ۹۵ کیلومتری غرب بندر کنارک و در دشت کهیر نرسیده به روستای تنگ در زمینی مسطح واقع شده و دارای سه تپه کوچک گل‌فشان است که یکی از آنها شبیه آتشفشان و در حال حاضر فعال است و بقیه آنها نیز از چند سال قبل به صورت غیرفعال درآمده‌اند.در بلندای این تپه‌ها، دهانه‌هایی به قطر چند سانتی متر وجود دارد و از دهانه گل‌فشان که در حال حاضر فعال است، به طور متناوب گل خاکستری رنگ خارج شده و به سوی دامنه‌ها سرازیر می‌شود. دوره تناوب این پدیده نادر و زیبا ده تا پانزده دقیقه است که این عمل با لرزش خاک همراه است و گاهی به هنگام خروج گل، صدایی همانند شلیک تفنگ از آن به گوش می‌رسد. 

زیباترین چشمه بدون آب جهان در ایران ! + عکس

کوه گل افشان بندر تنگ با ارتفاع تقریبی ۱۰۰ متر و قطر قاعده کمی بیش از ۱۰۰ متر در فاصله حدود ۱۰۰ کیلومتری شهرستان چابهار قرار دارد. اطراف این کوه را بیابانی وسیع فرا گرفته که ظاهرا این بیابان نیز همچون خود کوه ماحصل اتفاقاتی درون زمین است. اطراف کوه به فاصله حدود ۲۰۰ متر از کوه، چاله ای به عمق حدود ۲ متر ایجاد شده که برای رسیدن به کوه باید وارد این چاله شد.بالا رفتن از کوه اگر فصل بارندگی نباشد؛ تقریبا راحت است. در بالاترین نقطه کوه چاله ای به قطر کمتر از یک متر و به عمق حدود نیم متر وجود دارد که با گل پوشیده شده است. در فواصل زمانی حدود یک دقیقه، مقداری گل با صدای خاصی شبیه به ترکیدن یک حباب، از چاله خارج و به اطراف پراکنده می شود. 

زیباترین چشمه بدون آب جهان در ایران ! + عکس

به نقل از باشگاه خبرنگاران، احتمالا تمام این کوه در طول سالیان دراز بر اثر فعالیت این چشمه ایجاد شده باشد. در کنار این کوه، دو کوه کم ارتفاع دیگر وجود دارد که به نظر می رسد زمانی آنها نیز گل افشان بوده اند. 
گل‌فشان‌های ایران بیشتر در جلگه‌ ساحلی دریای عمان بخصوص بلوچستان جنوبی تمرکز دارند و بیشتر آنها در حال حاضر فعالند، اما فعالیت آنها در فصول مختلف از سالی به سال دیگر تغییر پیدا می‌کند. 

زیباترین چشمه بدون آب جهان در ایران ! + عکس

این پدیده بطور عمده در فصول پرباران از جاذبه‌های نادر و دیدنی استان به شمار می‌رود. گل‌فشان‌ها در میان بومیان ساکن استان سیستان و بلوچستان و هرمزگان به صورتهای مختلفی تلفظ می‌شود. مردم منطقه گواتر، جلگه دشتیاری و شرق بلوچستان گل‌فشان را به لهجه محلی بوتن واهالی چابهار، کهیر و زرآباد آن را گل پاشان و ناپک به معنای ناف زمین یا ناف دریا می نامند و در میان ساکنان شرق استان هرمزگان نیز به آب باد معروف است. 

زیباترین چشمه بدون آب جهان در ایران ! + عکس

گل‌فشان از جمله پدیده‌های جالب توجه در منطقه ساحلی خزر و دریای عمان هستند. هر چند در نقاط دیگر دنیا نیز وجود دارد اما همبستگی این عارضه زمین شناسی با منابع نفت و گاز آن را به پدیده‌ای جذاب در این دو حوضه تبدیل کرده است. 
در کل تعداد گل‌فشان‌های زمین بیش از ۸۰۰ عدد نیست که بیش از نیمی از آنها در اطراف این دو دریا قرار گرفته، بویژه تعدادی از آن در حوزه خزر در منطقه جمهوری آذربایجان واقع شده است. 

زیباترین چشمه بدون آب جهان در ایران ! + عکس

کارشناسان زمین شناسی و گردشگری بر این باورند که در مورد گل‌فشان‌های شمال و جنوب کشور تاکنون مطالعات سیستماتیک و ارزنده‌ای انجام نشده و از آنجایی که این پدیده از ارزش اقتصادی و گردشگری بسیار خوبی برخوردار است، پیشنهاد می‌کنند تا این طرح به عنوان یکی از جدی‌ترین طرح ها و برنامه‌های مطالعات زمین شناسی دریایی همگام با گشایش انستیتوی زمین شناسی دریایی در ایران مورد توجه قرار گیرد. 

داریوش هوشمند یکی از کارشناسان زمین شناسی استان سیستان و بلوچستان ایجاد زمینه‌های رفاهی و امکانات اقامتی را از مهمترین مسائل در شناساندن این پدیده می‌داند و یادآور می‌شود: هنوز بر روی جنبه‌ای گردشگری منطقه از دیدگاه زمین شناسی کار چندانی صورت نگرفته است و بدیهی است که استفاده کاربردی از منابع گل‌فشان به عنوان سرمایه ملی به نفع ملت و کشور خواهد بود. هفت گل‌فشان در منطقه چابهار وجود دارد که بزرگترین آنها در جاده کهیر به تنگ واقع است، 

فرمانداری این شهر برای شناساندن هرچه بهتر این پدیده زیبا به مردم کشورمان و جذب دوستداران طبیعت و گردشگرانی که به این منطقه سفر می‌کنند، به احداث جاده آسفالته، توقفگاه دارای سایه‌بان با سرویس‌های بهداشتی، همچنین مخازن آب آشامیدنی و فروشگاه برای ارائه مواد غذایی اقدام کرده است. 

منطقه آزاد چابهار نیز با برگزاری تورهای مختلف، شناساندن گل‌فشان نادر این منطقه را در دستور کار خود قرار داده است. 

ویژگی گل فشان 

نکته حایز اهمیت در خصوص گل‌فشان های منطقه بلوچستان این است که با وجود ویژگی‌های منحصر به فرد و بکری که این پدیده خدادادی دارد و نسبت به بسیاری از نمونه‌ های مشابه خود در کشورهای آمریکای مرکزی دارای ویژگی‌های بهتری است متأسفانه بهره‌برداری لازم و بهینه از آن نشده است و انتظار می‌رود با توجه به مسئولان محلی و کشوری، اتخاذ تدابیر و ایجاد تسهیلات لازم در این زمینه، بتوان به نحوی شایسته این پدیده‌های جذاب را به عنوان جاذبه‌های بکر گردشگری منطقه بلوچستان به هموطنان و جهانیان معرفی کرد. 

نحوه تشکیل گل فشان ها

نحوه تشکیل گل فشانها بیشتر به منشا و نوع آنها بستگی دارد. اصولا دو نوع گل فشان در دنیا وجود دارد. 

یکی گل فشان های سرد که منشا تکتونیکی دارند و دیگری گل فشان های گرم که از عوارض بعدی آتش فشانها محسوب میشوند. به طور کلی میتوان گفت که نحوه تشکیل گل فشان بیشتر با نوع و منشا فشاری که به آن وارد میشود تا گل از درون زمین خارج شود، مرتبط است. 

عده ای همیشه به دنبال پیدا کردن این پاسخ بوده اند که چه عاملی باعث میشود که آب و گل از اعماق به سطح زمین فوران کند. 

نظرات و عقاید گوناگونی تاکنون در ابن زمینه ارائه شده است که به شرح ذیل میباشند. برخی از دانشمندان معتقدند که گاهی اوقات لایه های ضخیم رس به قدری سریع رسوبگذاری میشوند که آب موجود در آنها فرصت خروج پیدا نمیکند و به همین علت حالت سیال پیدا نموده و بواسطه داشتن آب فراوان، نیروهای تکتونیکی بعدا رسها را تحت فشار قرار داده و آنها را به همراه گاز به سمت بالا می آورند. 

عده ای دیگر از پِژوهشگران معتقدند که فعالیت های زمین لرزه ای، عامل اصلی خروج آب و گل است. تعدادی هم فشار مخازن نفت و گاز درون زمین را عامل اصلی فشار و بالا راندن آب و گل میدانند. در هر حال تمام محققان بر این اعتقادند که فشار عامل اصلی تشکیل هر نوع گل فشان اعم از گل فشان سرد یا گرم میباشد. 

اهالی محل در مورد این پدیده چندین باور را مطرح می کنند وبر اساس اعتقادات خود نامهایی را نیز برای گل فشان به کار می برند. به نظر آنها گل فشان پدیده ای طبیعی است که با دریا در ارتباط بوده و به هنگام بالا آمدن آب دریا (مد) به ویژه در فصل تابستان، فعالیت آن به حداکثر می رسد،از این رو به آن ناف زمین یا ناف دریا نیز می گویند. 

عده ای بر این باورند که فعالیت این پدیده به کشش و جاذبه اجرام سماوی به خصوص ماه وابسته است.بر این اساس معتقدند که فعالیت آن در ا بتدای ماه و نیمه ماه قمری (ماه نو، بدر)بیشتر می شود. هر چند این نظریه کمتر به حقیقت نزدیک است اما به طور کلی هم قابل رد نیست. 
گروهی نیز بر این عقیده اندکه فعالیت این پدیده پس از بارندگی ها ی شدید زیادی مِی شود ،لذا ممکن است ازآب ناشی از سیلابها، فعال شود.اما باید گفت که از نظر علمی، وجود گل فشان ها در هر منطقه اول نشانه بارزِ از فعالیت های تکتونیک بوده و ثانیا اغلب به لایه هاِ سنگی دارای ذخایر نفت ویا دیگر انواع هیدرو کر بور بستگی دارد. 

فشار گازهای حاصل از این لایه وذخایر آنها موجب می شود که سنگ های رسی و مارنی کف و تحتانی، که توسط آبهای زیر زمینی اشباع و نرم شده و یا به صورت گل در آمده اند به خارج پرتاب شو ند و ازاین طریق دهانه هایی گاهاً بسیار بزرگ شبیه به دهانه های آتشفشان (شبه کرا تر یا کرا ترگون)بوجود می آیند. 

بیشترین درصد گاز تشکیل دهنده گل فشانها به گاز متان تعلق دارد که حدود ۸۵-۸۹ درصد میباشد. حدود ۱۰ درصد گاز دی اکسید کربن و درصد باقیمانده به گازهای نیتروزن و مونوکسید کربن تعلق دارد. 

گل فشان ها کاربرد زیادی دارند

از آن جمله می‌توان به استفاده از گل آنها در سفال سازی، کوزه گری، بهره برداری از گاز، گردشگری، گل درمانی و…اشاره کرد. بسیاری از مردم از گل‌های گل‌فشان برای موارد درمانی استفاده میکنند. استفاده از گل های گل فشان برای گل درمانی فقط مختص استان نبوده و در در کشورها دیگر از جمله آذربایجان استفاده می‌شود. از گل ها برای درمان بیماری های پوستی، درمان درد کمر،درد های مفاصل و… استفاده میشود. همچنین برای درمان تنگی عضلانی و انقباظ عروق موثرند. حال با عنایت به توضیحات فوق، به معرفی گل فشان تنگ و همچنین مرتفع ترین گل فشان کشور یعنی پیرگل خواهیم پرداخت.





تاريخ : یک شنبه 22 مرداد 1391برچسب:گل فشان,فش,فشان,بندر کنارک,کنارک,دشت کهیر,کهیر,جلگه,,
ارسال توسط سورنا
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
پيوند هاي روزانه
امکانات جانبی